صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٠
شرح: گفت امير المؤمنين عليه السلام كه: اى مردمان! به درستى كه اللّه ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالى ـ فرستاد سوى شما محمّد را صلى الله عليه و آله ، و فرو فرستاد سوى او قرآن را با بيان هر چه به كار آمدنىِ خلايق است و در آن و در دليل آن، اختلاف، بى مكابره مى رود، بر حالى كه شما نادان و غافل بوديد از كتاب الهى و از كسى كه فرستاد كتاب را و از پيغمبر خدا و از كسى كه فرستاد پيغمبر را؛ چه ايشان اللّه تعالى را نمى شناختند به يگانگى در ربوبيّت ؛ چون پيروى ظن مى كردند در قرار نيك و بدِ اَفعال و غافل بودند از فايده فرستادن رسولان و كتاب هاى الهى كه آن فايده، نهى از اختلاف از روى ظن است و فرمان بردارى وصىّ عيسى عليه السلام نمى كردند.
.اصل: «عَلى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ، وَطُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ، وَانْبِسَاطٍ مِنَ الْجَهْلِ، وَاعْتِرَاضٍ مِنَ الْفِتْنَةِ، وَانْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ، وَعَمًى عَنِ الْحقّ، وَاعْتِسَافٍ مِنَ الْجَوْرِ، وَامْتِحَاقٍ مِنَ الدِّينِ، وَتَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ عَلى حِينِ اصْفِرَارٍ مِنْ رِيَاضِ جَنَّاتِ الدُّنْيَا، وَيُبْسٍ مِنْ أَغْصَانِهَا، وَانْتِثَارٍ مِنْ وَرَقِهَا ، وَيَأْسٍ مِنْ ثَمَرِهَا، وَاغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا».
شرح: صدر اين [فقره] تا امْتِحاقٍ مِنَ الدِّين ظاهر شد از شرح خطبه. پس اين جا بيان وَ تَلَظٍّ تا آخر مى شود. التَلَظِّي (مصدر باب تَفعُّل): افروخته شدن آتش. يعنى: و زبانه كشيدنى كه ظاهر بود از آتش هاى جنگ ها. فرستاد محمّد ـ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ ـ را بر وقت زرد شدنى كه ظاهر بود از سبزه زارهاى باغ هاى دنيا و خشكى اى كه ظاهر بود از شاخ هاى درختان آن باغ ها و پراكنده شدنى كه ظاهر بود از برگ هاى درختان آن باغ ها و نااميدى اى از ميوه آن باغ ها و فرو رفتنى كه ظاهر بود از آب آن باغ ها در كاريزها و چشمه ها و چاه ها.
.اصل: «قَدْ دَرَسَتْ أَعْلَامُ الْهُدى، وَظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدى، فَالدُّنْيَا مُتَهَجِّمَةٌ فِي وُجُوهِ أَهْلِهَا مُكْفَهِرَّةٌ، مُدْبِرَةٌ غَيْرُ مُقْبِلَةٍ، ثَمَرَتُهَا الْفِتْنَةُ، وَطَعَامُهَا الْجِيفَةُ، وَشِعَارُهَا الْخَوْفُ ، وَدِثَارُهَا السَّيْفُ، مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ، وَقَدْ أَعْمَتْ عُيُونُ