صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٣٤
«بَابُ التَّحْدِيد» است. إلّا اين جا، براى استثناى منقطع است و از قسمى است كه ممكن نيست در آن، تسليط عامل بر مستثنا، مثل «مَا زَادَ هذا إِلَا نَقْصٌ». الْحَدّ (به فتح حاء بى نقطه و تشديد دال بى نقطه): حاجز و مانعِ ميان دو چيز؛ و آن، دو قسم است: اوّل، آنچه مانعِ اشتباه يكى به ديگرى باشد، مثل مرز؛ دوم، آنچه مانعِ ارتكاب يكى ديگرى را باشد، مثل تازيانه زدنِ زانى براى اين كه او و امثال او ديگر مرتكب زنا نشوند. و قسم اوّل، مراد است در حدّ اوّل و دوم، و قسم دوم مراد است در حدّ سوم. مراد به دليل، راهنما است، و عبارت است از امام هُدى كه امامتش معلوم است مردمان را از آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن آمره به سؤالِ «اهل الذكر»، موافق آيت سوره بقره: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَـتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّـهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتَـبِ أُوْلَـئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـعِنُونَ» [١] و بيان شد در شرح حديث آخر «بَابُ النَّوَادِر» كه باب هفدهم است، يا عبارت است از آيات بيّناتِ محكمات، يا عبارت است از كتاب جامعه كه نزد امام هُدى است، و حاصل همه يكى است. يعنى: روايت است از [عُمَر] [٢] بن قيس از امام محمّد باقر عليه السلام راوى گفت كه: شنيدم از او مى گفت كه: به درستى كه اللّه ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالى ـ نگذاشته چيزى را كه احتياج به هم رسانند سوى آن امّت پيغمبر ـ عَلَيْهِ وِ آلِهِ السَّلَامُ ـ ليك فرو فرستاده آن را در قرآن و بيان كرده آن را براى رسولش صلى الله عليه و آله به وحى يا به تحديث و پيغمبر ـ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلَامُ ـ بيان كرده براى امير المؤمنين عليه السلام و او در كتاب جامعه نوشته و آن كتاب، نزد امام زمان است. و گردانيده اللّه تعالى براى هر چيزى، مانعى از اشتباه را، و گردانيده بر آن مانعِ اشتباه، راهنمايى را كه راه نمايد مردمان را بر آن و گردانيده بر هر كه گذشته باشد از آن مانعِ اشتباه در عمل با فتوا، عقوبتى را.
[١] بقره (٢): ١٥٩.[٢] «ظ»: عَمْرو.