صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٢٢
الإِْمْلاَء: گفتن سخنى براى نوشتن آن. يعنى: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: گمراه شده است دانش ابن شبرمه، نزد كتاب جامعه كه املاى رسول اللّه صلى الله عليه و آله است و خطّ امير المؤمنين عليه السلام است؛ چه به درستى كه جامعه، نگذاشته براى كسى، راه سخنى كه گويد كه چاره نيست به غير قياس و پيروى ظن، به خيال اين كه احكام الهى، همگى در محكماتِ قرآن، صريح نشده و از پيغمبر، متواتر نيست. و اگر كسى گويد كه: «من مى دانم دعوى پيغمبرى كرده»، [١] آن، كفر است بعد از پيغمبر ما؛ چه در جامعه دانش همگىِ حلال و حرام هست و احتياج به قياس و پيروى ظن و پيغمبرى تازه نيست. به درستى كه صاحبان قياس، جُستند دانش مسائل دين را به قياس كه در آن، پيروى ظن است. پس زياد نشدند نسبت به حق، مگر به اعتبار دورى. به درستى كه دين اسلام كه اللّه تعالى قرار داده در ميان خلايق، دريافته نمى شود به قياس؛ چه قياس، پيروى ظن است و آن، شرك است.
[حديث] پانزدهم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنِ الْفَضْل «إِنَّ السُّنَّةَ لَا تُقَاسُ، أَ لَا تَرى أَنَّ الْمَرْأَةَ تَقْضِي صَوْمَهَا وَلَا تَقْضِي صَلَاتَهَا؟ يَا أَبَانُ، إِنَّ السُّنَّةَ إِذَا قِيسَتْ مُحق الدِّينُ».
شرح: نزديك به اين مى آيد در «كِتَابُ الدِّيَاتِ» در حديث ششمِ «بَابُ الرَّجُلِ يَقْتُلْ الْمَرْأَةَ» تا آخر كه باب بيستم است و آن جا مذكور مى شود قياسى كه ابان بن تغلب كرده و باعث اين سخن امام شده. يعنى: روايت است از اَبان بن تغلب از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: به درستى كه راه و روشى كه اللّه تعالى قرار داده براى خلايق، جايز نيست كه حكم كرده شود در آن به قياس؛ آيا نمى بينى كه زن حايض، قضا مى كند روزه اش را و قضا نمى كند نمازش
[١] «ظ»: + و .