صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤١٩
شرح: اين، ظاهر است از شرح حديث هشتمِ اين باب.
[حديث] سيزدهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ «وَمَا لَكُمْ وَلِلْقِيَاسِ؟ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِالْقِيَاسِ». ثُمَّ قَالَ: «إِذَا جَاءَكُمْ مَا تَعْلَمُونَ، فَقُولُوا بِهِ، وَإِنْ جَاءَكُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ، فَهَا» وَأَهْوَى بِيَدِهِ إِلى فِيهِ، ثُمَّ قَالَ: «لَعَنَ اللّه ُ أَبَا حَنِيفَةَ؛ كَانَ يَقُولُ: قَالَ عَلِيٌّ وَقُلْتُ، وَقَالَتِ الصَّحَابَةُ وَقُلْتُ» ثُمَّ قَالَ: «أَ كُنْتَ تَجْلِسُ إِلَيْهِ؟» فَقُلْتُ: لَا، وَلكِنْ هذَا كَلَامُهُ.
شرح: روايت است از سماعة بن مهران از امام موسى كاظم عليه السلام گفت كه: گفتم كه: خوشحال داراد تو را اللّه تعالى، به درستى كه ما شيعه اماميّه، جمع مى شويم يك جا، پس گفتگو مى كنيم و به ياد هم مى آوريم آنچه را كه نزد ماست از جواب هاى مسائل كه از شما شنيده ايم، پس وارد نمى شود بر ما مسئله اى، مگر آن كه نزد ما در آن مسئله، جوابى هست نوشته در كتاب هاى حديث ما؛ و آن از نعمتى است كه اللّه تعالى داده آن را به ما به سبب شما. بعد از آن گفتگو، وارد مى شود بر ما مسئله سهلى كه نيست نزد ما در آن مسئله، جوابى كه از شما صريح شنيده باشيم، پس نگاه مى كند بعضى از ما سوى بعضى ديگر و عاجز مى شويم در آن، و نزد ما از مسائلى كه از شما شنيده ايم جواب