صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤١٤
مِنْ براى بيان مَا است. يعنى: گريه مى كنند به سبب آن مرد، ميراث ها؛ چون به صاحبان نمى رسند. و دادخواهى مى كنند به سبب آن مرد، خون هاى ريخته؛ چون به ناحق ريخته مى شوند و به قصاص نمى رسند. حلال شمرده مى شود به حكم آن مرد، نكاح حرام؛ و حرام شمرده مى شود به حكم آن مرد، نكاح حلال. نه پُر داناست به جواب مسئله اى كه بر او فرود آيد و نه او سزاوار است چيزى را كه از او پيش تر سر زده در جواب هاى مسائل و آن چيز، دعوى دانستنِ به كار آمدنى است در جواب ها و حكم بنا بر آن دعوى.
[حديث] هفتم
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى «إِنَّ أَصْحَابَ الْمَقَايِيسِ طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالْمَقَايِيسِ، فَلَمْ تَزِدْهُمُ الْمَقَايِيسُ مِنَ الْحقّ إِلَا بُعْداً، وَإِنَّ دِينَ اللّه ِ لَا يُصَابُ بِالْمَقَايِيسِ».
شرح: مَقايِيس بيان شد در شرح عنوان اين باب. طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالمَقَايِيس اشارت است به آنچه ميان مخالفان، مشهور است كه «ظنيةُ الطَرِيقِ لا يُنافِي قَطْعِيَّةَ الْحُكْمِ». و مى تواند بود كه مراد به مَقايِيس اين جا، جمع «مِقْياس» و به معنى آلت هاى قياس باشد. حق، عبارت است از معلوم به آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن. يعنى: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: به درستى كه يارانِ مسائلِ قياسْ كرده شده، جستند دانش حكم الهى را به آن قياسْ كرده شده ها. پس زياد نكرد ايشان را آن قياسْ كرده شده ها نسبت به حق، مگر به اعتبار دورى؛ چه كسى كه راه باطل، اختيار كرده، ديرتر به راه حق مى آيد از كسى كه هنوز راهى اختيار نكرده. به درستى كه فرموده اللّه تعالى دريافته نمى شود به قياسْ كرده شده ها.