صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤١٣
باب «ضَرَبَ» است و غالب در مصدر، باب «نَصَرَ» است، اگر چه هر كدام در هر كدام جايز است. الهَشِيم منصوب و مفعولٌ بِهِ ذَرْو است و عبارت است از خاشاك پُرپوچ؛ و اين، اشارت است به اين كه رواياتى را كه از قبيل دروغِ صريح است در معارضه آيات بيّناتِ محكمات، از دَهَن مى راند و آنها را صحيح مى شمرد، موافق آنچه گذشت در حديث ششمِ باب هفدهم كه «بَابُ النَّوَادِر» است كه: «كَمْ مِنْ مُسْتَنْصِحٍ لِلْحَدِيثِ مُسْتَغِشٍّ لِلْكِتابِ». يعنى: و اگر تاريك شود بر او كارى، پنهان مى كند كار را براى آنچه مى داند آن را از جمله نادانى خودش تا گفته نشود در او كه: نمى داند. با وجود اين، جرأت مى كند، پس حكم مى كند به يك طرف با علم به جهل خود در آن، به خيال اين كه مجتهد در صورت توقّف، مخيّر است در حكم. پس او كليد تاريكى هاست. بسيار مرتكب شبهت هاست. بسيار پا نهنده در نادانى هاست. عذرخواهى نمى كند از آنچه نمى داند تا رها شود از افتراى دروغ بر اللّه تعالى و دندان فرو نمى برد در آيات بيّناتِ محكمات به دندانى بُرَنده تا غنيمتِ دانشِ مسائلْ حاصل كند. پراكنده مى كند در هوا روايات دروغ را، مانند پراكنده كردن باد خاشاك را. اصل: «تَبْكِي مِنْهُ الْمَوَارِيثُ، وَتَصْرُخُ مِنْهُ الدِّمَاءُ ، يُسْتَحَلُّ بِقَضَائِهِ الْفَرْجُ الْحَرَامُ، وَيُحَرَّمُ بِقَضَائِهِ الْفَرْجُ الْحَلَالُ، لَا مَلِيءٌ بِإِصْدَارِ مَا عَلَيْهِ وَرَدَ، وَلَا هُوَ أَهْلٌ لِمَا مِنْهُ فَرَطَ مِنِ ادِّعَائِهِ عِلْمَ الْحقّ » .
شرح: تَصْرُخُ (به صاد بى نقطه و راء بى نقطه و خاء بانقطه) به صيغه مضارع غايبه معلوم باب «نَصَرَ» است. مَلِيء (به فتح ميم و كسر لام و سكون ياء و همزه كه گاهى منقلب به ياء مى شود با تشديد) خبر مبتداى محذوف است به تقدير «لا هُوَ مَلِيءٌ». فَرَطَ (به فاء و راء بى نقطه و طاء بى نقطه) به صيغه ماضى معلوم باب «نَصَرَ» است.