صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٧
از تبليغ مى شود، اوست، چنانچه مذكور است در «كِتَابُ الرَّوْضَة» در «حَدِيْثُ نُوحٍ ـ صَلَّى اللّه ُ عَلَيْهِ ـ يَوْمَ الْقِيَامَة». پس اين، منافات ندارد با اين كه وصىّ آدم، هبة اللّه و اولادش پنهان مى كردند علم خود را از ترس قابيل و اولاد او، چنانچه مذكور است در «كِتَابُ الرَّوْضَة» در ذيل «حَدِيثُ آدَمَ عليه السلام مَعَ الشَّجَرَة». يعنى: شنيدم از امام محمّد باقر عليه السلام مى گفت سخنى بر حالى كه نزد او بود مردى از اهل بصره، گفته مى شد او را عثمان كور. و آن مرد مى گفت كه: به درستى كه حسن بصرى دعوى مى كند اين را كه: جمعى كه پنهان كنند علم خود را و نگويند به هر كس، در آتش جهنّم اند. آزار خواهد كرد بوى گندِ درون هاى ايشان اهل آتش جهنّم را. مرادش اين است كه: پيغمبر، تعليم جميع احكام دين و بيان جميع متشابهات قرآن را مخصوص خانواده خود نساخت؛ بلكه هر چه به ايشان گفت، به ديگران نيز گفت و پنهان نكرد. پس گفت امام عليه السلام در ردّ سخن حسن بصرى كه: پس جهنّمى شد در اين هنگام، آن مرد مؤمن كه از خويشان فرعون بود و اللّه تعالى در سوره مؤمن گفته كه: او پنهان مى كرد ايمان خود را؛ چه اين قسم كسى، علم خود را نيز اظهار نمى كند. پيوسته علم، پنهان بوده نزد اهلش از زمانى كه فرستاده اللّه تعالى نوح عليه السلام را به پيغمبرى. پس گو حسن بصرى به راه ميانه كه اللّه تعالى قرار داده براى بندگانش نرود و به دست راست و دست چپ رود تا روز قيامت، جزاى خود يابد. پس به خدا قسم كه يافت نمى شود علم جميع احكام دين، مگر اين جا. مراد، خانواده پيغمبر است. بيانِ اين مى آيد در حديث اوّلِ باب بيست و دوم. مخفى نماند كه حسن بصرى از گمراهان بوده و شيخ طبرسى ـ رحمه اللّه تعالى ـ در كتاب احتجاج روايت ها از امير المؤمنين عليه السلام در مذمّت او كرده. يكى آن كه او سامرىِ امّت محمّد است، [١] به اين معنى كه مردمان بسيار را گمراه خواهد كرد كه مريدان اويند و سلسله پيران خود را به او مى رسانند. و ديگرى آن كه شيطان، برادر اوست. [٢]
[١] الاحتجاج، ج ١، ص ١٧٢ .[٢] الاحتجاج، ج ١، ص ١٧١.