صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٦٢
شرح: تفسير اين آيات مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث اوّلِ باب هفدهم كه بى عنوان و مقدّم است بر «بَابٌ فِي أَنَّ الْاءِيمَانَ مَبْثُوثٌ بِجَوَارِحِ الْبَدَنِ كُلِّهَا» و بنا بر آن مى گوييم كه: ضمير هُمْ در دوم، راجع به مجموعِ مرجعِ ضمير فَكُبْكِبُوا و غَاوُونَ است. قَوْم، عبارت از قوم محمّد صلى الله عليه و آله است كه قريش يا اصحاب يا امّت اجابت اند. الوَصْف: شناختن حال چيزى. العَدْل: توسّط ميان افراط و تفريط؛ و مراد اين جا، محكمات كتاب الهى است؛ چه آن در هر امّتى ميزانِ عدل است كه هر عملى و هر حُكمى را به آن بايد سنجيد. بِأَلْسِنَتِهمْ نعتِ عَدْلاً است و اشارت است به اين كه آن عدل، قرآن است. يعنى: روايت است از امام محمّد باقر عليه السلام در قول اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ در سوره شعراء در بيان حال جمعى از قريش كه به غير حق، امامت و حكومت يافتند و حال جمعى ديگر كه به گمراهى، تابع ايشان شدند و عبادت ايشان كردند كه: پس انداخته شدند سر به شيب در جهنّم، آن معبودان و گمراهان كه پرستش ايشان كردند. امام گفت كه: آن سر به شيب انداخته شدگان، قريش اند كه شناختند محكمات كتابى از كتاب هاى الهى را كه به زبان هاى ايشان است و بعد از آن، مخالفت كردند و سوى پيروى ظن رفتند با وجود آن كه محكماتى كه در آنها نهى از اختلاف از روى ظن هست، مكرّراً صريحاً به نظر ايشان رسيده.