صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٦٠
.اصل: [وَبِهذَا الْاءِسْنَادِ، قَالَ : قَالَ أَبُ السَّلامُ ـ : وَيْلٌ لِعُلَمَاءِ السَّوْءِ كَيْفَ تَلَظّى عَلَيْهِمُ النَّارُ ؟!».
شرح: السُّوء (به ضمّ سين بى نقطه و سكون واو و همزه): آفت، مثل لكّه پيسى؛ و مراد اين جا، آفت دين مردمان است به سبب حُبّ دنيا و پيروى ظن و مانند آن. كَيْفَ براى تعجّب است؛ و مراد، اين است كه: سخت، افروخته خواهد شد. يعنى: گفت عيسى پسر مريم عليه السلام كه: واى بر دانايانى كه آفت دين اند. چگونه افروخته خواهد شد بر ايشان، آتش دوزخ؟!
[حديث] سوم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ؛ و «إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَاهُنَا ـ وَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلى حَلْقِهِ ـ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ»، ثُمَّ قَرَأَ : «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّه ِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ» [١] ».
شرح: نَفْس (به فتح نون و سكون فاء است) و ظاهرِ اين، ابطال تجرّد نفس ناطقه است. مراد به عَالِم، داناست به كبيره بودن كبيره كه از او صادر مى شود. و كبيره، گناهى است كه وعيد به جهنّم بر آن شده باشد. پس مراد به جاهل، نادان به كبيره بودن آن است، با وجود علم به حرام بودن آن. در سوره نساء چنين است: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» [٢] . در اين آيه، چند احتمال است، از آن جمله اين كه عَلى در اصل براى اضرار است و مستعمل شده اين جا به نوعى از مجاز در قبول عمل با وجود گذشتنِ وقت مقرّر آن، براى اشارت به اين كه اگر پشيمانى از گناه، پيش از بلوغ نفس به حلق باشد، مقبول تر است نزد اللّه تعالى. و ظرف، خبر مبتداست. لِلّذِينَ متعلّق به ظرف سابق است، يا خبر بعد از خبر است.
[١] نساء (٤): ١٧.[٢] نساء (٤): ١٧.[٣] انعام (٦): ١٣٦؛ نحل (١٦): ٥٩ ؛ عنكبوت (٢٩): ٤؛ جاثيه (٤٥): ٢١.