صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٤٦
كرد آن بنده گفته او را و فرمان بردارى كرد، پس داخل كرد اللّه تعالى آن بنده را در بهشت و داخل كرد آن خواننده را در آتش جهنّم براى ترك او دانش خود را و پيروى او خواهش نفس را و درازى آرزوى او. امّا ضرر پيروى خواهش نفس، پس اين است كه باز مى دارد از به كار آمدنى كه پيروى محكمات قرآن است و پيروى ظنّ مى فرمايد. و ضرر درازى آرزو، اين است كه فراموش مى سازد آخرت را و از تهديدهاى الهى غافل مى كند.
[حديث] دوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ؛ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ، وَمَنْ عَمِلَ عَلِمَ، وَالْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَإِنْ أجَابَهُ وَإلّا إرْتَحَلَ عَنْهُ».
شرح: المَقرُون (به قاف و راء بى نقطه، به صيغه اسم مفعول باب «نَصَرَ»): دست و گردن بسته شده، نظير آيت سوره ابراهيم: «وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِى الْأَصْفَادِ» [١] و مراد اين جا، بى فايده و نامقبولِ درگاه الهى است، [٢] موافق آنچه گذشت در حديث دومِ باب ششم كه «بَابُ صِفَةِ العُلَماء» است و مراد، اين است كه: عمل، باعث گشادِ علم مى شود. فاء در فَمَنْ، تفريعيّه است. مَنْ عَلِمَ عَمِلَ امرِ در صورت خبر است. و همچنين است مَنْ عَمِلَ عَلِمَ. و مى تواند بود كه امر اين جا، [٣] براى اباحت باشد و راجع شود به نهى از طلب علم، پيش از عمل به آنچه معلوم شده، موافق آنچه مى آيد در حديث چهارمِ اين باب. يَهتِفُ (به تاء دو نقطه در بالا و فاء) به صيغه مضارع غايب معلوم باب «ضَرَبَ» به تقدير «يَهتِفُ بِمَنْ عَلِمَ» است.
[١] ابراهيم (١٤): ٤٩ .[٢] يعنى: علم بدون عمل، بى فايده و نامقبولِ درگاه الهى است.[٣] يعنى در «مَنْ عَمِلَ عَلِمَ»، نه در «مَنْ عَلِمَ عَمِلَ».