صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٣٩
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَحْمَدَ ب قَلْبِ صَاحِبِهِ شَكّاً، وَإِذَا قَالَ الْمَسْؤُولُ: لَا أَدْرِي، فَلَا يَتَّهِمْهُ السَّائِلُ».
شرح: فَلا يَتَّهِمْهُ مجزوم به لاى ناهيه است؛ چه اگر لَا نافيه مى بود، بىفاء مى بود. يعنى: روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: چون پرسيده شود مردى از شما از مسئله اى كه نمى داند آن را، پس بايد كه گويد كه: نمى دانم. و نگويد كه: اللّه تعالى داناتر است، پس در دل پرسنده، شكّى اندازد كه مى داند آن را. و چون گويد پرسيده شده كه: نمى دانم، پس بايد كه به تهمتِ دانستن و نگفتن، ندارد او را پرسنده. منافات نيست ميان اين حديث و حديث چهارمِ اين باب؛ زيرا كه اين حديث در جواب سؤال است، به خلاف حديث چهارم. و أيضاً منافات نيست ميان اين حديث و شقّ اوّل حديث پنجمِ اين باب؛ زيرا كه اين حديث براى بيان راجح است و منافات ندارد با جواز مرجوح.
[حديث] هفتم
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى «أَنْ يَقُولُوا مَا يَعْلَمُونَ، وَيَقِفُوا عِنْدَ مَا لَا يَعْلَمُونَ».
شرح: اين با ضميمه مى آيد در حديث دوازدهمِ باب هفدهم كه «بَابُ النَّوَادِر» است. حَقِّ اللّه ِ عَلَى الْعِبَاد عبارت است از حقّ ى كه در ضمن اداى آن، اداى جميع حقوق اللّه تعالى است و آن، حقى است كه اللّه تعالى پيمانِ آن را گرفته بر جميع بندگان در جميع كتاب هاى خود، موافق آيت سوره أعراف: «أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَـقُ الْكِتَـبِ أَن لَايَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلَا الْحقّ» [١] و بيان شد در شرح «فَنَدَبَهُمْ إِلى مَعْرِفَتِهِ» تا آخر در خطبه. يعنى: پرسيدم امام محمّد باقر عليه السلام را كه: چيست عمده حقّ اللّه تعالى بر بندگانش؟ گفت كه: آن كه وقت حاجت گويند آنچه را كه دانند و نگويند آنچه را كه ندانند.
[١] اعراف (٧): ١٦٩.