صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٢٦
باب دهم
اصل:بَابُ سُؤَالِ الْعَالِمِ وَتَذَاكُرِهِ
شرح: اضافه در سُؤال العالِم اضافه مصدر به مفعولٌ بِه است. و مراد به عالِم، كسى است كه دانا باشد به حُدود «مَا أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُولِهِ» كه بيان شد در شرح حديث هفتمِ باب دوم كه «بَابُ فَرْضِ الْعِلْمِ وَ وُجُوبِ طَلَبِهِ وَ الْحَثِّ عَلَيْه» است و عمل به علم خود كند، پس حكم از روى ظن نمى كند. و اگر «مَسْئولٌ عَنْه» را داند، مى گويد آن را و الّا مى گويد كه نمى دانم تا ديگرى پرسيده شود و منتهى شود به داناى آن «مَسئولٌ عَنْه». التَّذَاكُر: مذكور كردن جمعى، چيزى را براى يكديگر تا فراموش نشود. ضمير تَذاكُره راجع به علم است كه مفهوم است از عالِم. و مراد به علم، آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن و از اختلاف از روى ظن است، به قرينه امثال حديث هفتمِ اين باب. و اضافه اين جا نيز، اضافه مصدر به مفعولٌ بِه است. يعنى: اين باب، بيان پرسيدن داناى حُدود «مَا أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُوله» و به ياد يكديگر آوردنِ علم است. در اين باب، ده حديث است.
[حديث] اوّل
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، ع «قَتَلُوهُ، أَلَا سَأَلُوا؛ فَإِنَّ دَوَاءَ الْعِيِّالسُّؤَالُ».
شرح: أَلّا (به فتح همزه و تشديد لام) حرف تنديم است.