صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٢٠
لا يَقْبِض يا از فَيْذَهَب [كه] به صيغه مضارع غايبه معلوم باب [مَنَعَ] [١] است. باء در بِمَا براى تعديه يا براى مصاحبت است. الجُفاة (به ضمّ جيم و تخفيف فاء، جمع جافِي): دور افتادگان از آن علم، به تأويل و تخصيص نامعقول، به خيال اين كه به غير پيروى ظن چاره نيست. لَا خَيْرَ فِي شَيْء لَيسَ لَه أصلٌ براى بيان اين است كه كسى كه آيات بيّناتِ محكمات را اصل نساخته باشد در اقوال و افعال خود، سرگردان و گمراه و گمراه كننده است و آن، حال مخالفان شيعه اماميّه است. يعنى: گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: به درستى كه پدرم امام محمّد باقر عليه السلام مى گفت كه: به درستى كه اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ باز نمى گيرد از مردمان، آيات بيّناتِ محكمات را بعد از آن كه فرو مى فرستد آن را، و ليك مى ميرد داناى آن آيات بيّناتِ محكمات. پس مى بَرد از ميان مردمان، دانش خود را. پس پيشوايى مى كنند مردمان را دور افتادگان از آن آيات بيّناتِ محكمات. پس گمراه مى شوند آن پيشوايان و گمراه مى كنند ديگران را. و نيست خوبى در مذهبى و طريقتى كه نيست آن را بنيادى از آيات بيّناتِ محكمات قرآن كه علم است.
[حديث] ششم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام يَقُولُ: إِنَّهُ يُسَخِّي نَفْسِي فِي سُرْعَةِ الْمَوْتِ وَالْقَتْلِ فِينَا قَوْلُ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ : «أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنّا نَأْتِى الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها» [٢] وَهُوَ ذَهَابُ الْعُلَمَاءِ».
شرح: الأطْراف (جمع طَرِيف): نفيس ها. يعنى: بود امام زين العابدين عليه السلام كه مى گفت: به درستى كه بى مضايقه مى كند مرا
[١] «ظ »: نَصَرَ.[٢] رعد (١٣): ٤١.