صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨١
مؤمنان از جمله باديه نشينان عرب، به اعتبار اين كه موقوف بر نَفْر كافّه ايشان نشد. «لَوْ لَا» براى توبيخ و تنديم است. ضمير «مِنْهُم» راجع به «المؤمنون» نيست؛ بلكه راجع به «الأعراب» در آيت «الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا» [١] است و ايشان اند كه دعوى ايمان به خدا و به رسولش و به قرآن كردند و ايمان ندارند. و اين توبيخ، اشارت است به اين كه حجّتِ اللّه تعالى بر ايشان تمام شده، به سبب محكمات قرآن كه متواتر شده نزد ايشان و ايشان خود را بازى داده، تغافل كرده اند و به تأويل و تخصيص نامعقول، پيروى ظن و اختلاف از روى ظن كرده اند. و رؤساى ضلالت، بعد از وفات رسول اللّه صلى الله عليه و آله مستظهر به امثال ايشان شدند و به اشتهاى خود، آن را اجتهاد نام كردند و قواعد، براى آن اختراع كردند و آنها را حدود داخله «مَا أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُولِهِ» شمردند. و اگر نَفْر براى تفقّه در دين مى كردند، مى دانستند كه حدود داخله ما «أَنْزَلَ اللّه ُ عَلى رَسُولِهِ» آنها نيست؛ بلكه سؤالِ «أهل الذكر» است از هر غير معلوم كه حاجت به آن افتد، بى واسطه يا به واسطه معلومة الصِدق، اگر ميسّر باشد و به واسطه غير معلومة الصِدق، به شروط مقرّره نزد شيعه اماميّه در جواز عمل به خبر واحد، بى آن كه مناط عمل به خبر واحد، ظن به نفس حكم واقعى باشد و بى آن كه فتوا يا قضا به آن، واقع شود. الإنْذار: ترسانيدن از عذاب آخرت، كه در صريح قرآن، وعيد به آن شده بر مخالفت آيات محكماتِ ناهيه از پيروى ظن. و ذكر اِنذار به جاى اِخبار در اين مقام، اشارت است به اين كه پيروى ظن بعد از اطّلاع بر آن محكمات، باعثى ندارد سواى معارضه وهميّه و ترك التفات سوى ذكر اللّه ، چنانچه بيان مى شود در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در شرح حديث سومِ باب بيست و سوم كه «بَابُ النَّوَادِر» است و در دفع معارضه وهميّه، كافى است اظهار احتمال و تنبيه بر موضع خطا [و] چه جاى استدلال به آياتِ دالّه بر وجوب عالِمى به جميع نفس احكام الهى در هر زمان تا انقراض دنيا؟ بدان كه اين تقرير، منطوقِ اين آيت است و استدلال به مفهوم اين آيت بر
[١] بقره (٢): ١٥٩ .[٢] شورى (٤٢): ١٣.[٣] فاتحه (١): ٦ .[٤] انعام (٦): ١٦١.[٥] زمر (٣٩): ٢٣ .[٦] «ظ »: + و .[٧] حديث مذكور كه منقول از امام باقر عليه السلام است، چنين است: «نَحْنُ المَثانِي الّذي أعطاهُ اللّه نَبِيَّنا مُحَمّدا صلى الله عليه و آله ».[٨] توبه (٩): ٩٧ .[٩] ظ : + و .[١٠] حجرات (٤٩): ١٤ .[١١] توبه (٩): ٩٩ .[١٢] توبه (٩): ١٢٢.[١٣] «ظ »: + است.[١٤] توبه (٩): ٩٩ .[١٥] ذاريات (٥١): ٥٥ و ٥٦ .[١٦] ضمير جمع در فعل «لِيَعْبُدُونَ».[١٧] نَفْر: دور شدن، بيرون شدن، كوچ نمودن.[١٨] توبه (٩): ٩٧ .[١٩] توبه (٩): ١٢٢.