صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨
هزار و شصت و چهار هجرى به شغل آن پرداخته و چون در سال مذكور شاه عبّاس ثانى صفوى ، وارد قزوين شد و فرمايش شرح ديگر به زبان فارسى به او نمود . پس او شرح فارسى هم مسمّى به صافى در همان سال شروع فرموده و آن را در عرض مدّت بيست سال در مجلّدات سى و چهار گانه به اتمام رسانيده و تاريخ اتمام مجلّد اوّل از شرح فارسى ، ماه محرّم سنه يك هزار و شصت و شش هجرى است و تاريخ اتمام جلد آخر از شرح كتاب مذكور ، كه شرح كتاب الروضة از كافى است ، سنه يك هزار و هشتاد و چهار هجرى است . ميرزا طاهر وحيد در روزنامه خود به تقريب ورود شاه عبّاس ثانى صفوى در قزوين نوشته : چون خاطر همايون و ضمير منير خيريّت مقرون پيوسته متوجّه به رواج و رونق دين مبين و ملّت متين مى باشد و فضلاى عظام را كه وارثان علوم انبيا و حاميان ملّت بيضااند ، همواره به تبجيل و تعظيم و اكرام مى فرمايند . بعد از ورود دارالسّلطنه قزوين ، جامع علوم معقول و منقول كشّاف مرموزات فروع و اصول مولانا خليل قزوينى را كه از اجلّه علماى عصر و فحول دانشمندان دهر است با ساير فضلا و طلبه به مجلس اقدس و بزم مقدّس طلب داشته ، با آن گروه نزاهت پژوه افطار فرمودند و در همان مجلس مولانا خليل اللّه را به خطاب مستطاب سرافراز ساخته ، فرمودند كه كتاب كلينى را كه دين قويم را اساس و بنيان و بيت المعمور دين مصطفوى بدان تابان ، به فارسى شرح نمايند كه عموم سكّان اين ديار را كه اغلب گفتگوهاى ايشان به لغت فارسى است ، انتفاع حاصل شود . و نيز رقم اشرف به اسم مولانا محمّدتقى مجلسى شرف صدور يافت كه كتاب من لايحضره الفقيه را به دستور شرح نمايد و چون فضيلت نماز جماعت بر پيشگاه ضمير منير پرتو وضوح افكنده بود ، رقم اشرف به طلب عالم ربّانى و مؤيّد به تأييدات آسمانى سالك طريق انيق عرفان و بلد شوارع ايقان ، مولانا محمّد محسن كاشانى نفاذ يافت . {-٥-}
[١] رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦٥ ـ ٢٦٦.[٢] الذريعة، ج ١٣، ص ٥ ؛ و ج ١٤، ص ٢٧؛ التراث العربي، ج ٣، ص ٢٢٣.[٣] فهرستگان نسخه هاى خطى حديث وعلوم حديث شيعه، ج ٤، ص ١٦٣ ـ ١٦٨.[٤] الذريعة، ج ٦، ص ١٤٥؛ و ج ١٥، ص ٦.[٥] نجوم السماء ، ص ١٠٥ .[٦] فهرست كتاب هاى چاپى فارسى، خان بابا مشار، ج٣، ص ٣٣٦٩.[٧] فهرستگان نسخه هاى خطى حديث وعلوم حديث شيعه، ج ٤، ص ٤٩٠ ـ ٥٢٢.[٨] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت اللّه گلپايگانى، ج ١، ص ١٩٠.[٩] الذريعة، ج ٥، ص ١٤٢؛ و ج ٢٠، ص ١٤٢.[١٠] الذريعة، ج ١٣، ص ١٧٧.[١١] الذريعة، ج ٦، ص ٣٥.[١٢] همان.[١٣] رياض العلماء، ج٢، ص ٢٦٥.[١٤] الذريعة، ج ٦، ص ٧٨ و ص ١٤٨.[١٥] فهرست كتب خطى كتابخانه هاى اصفهان، ص ٢٨٩ ـ ٢٩٨.[١٦] كتابشناسى اصول فقه، مهدى مهريزى، ص ٨٤.[١٧] كشف الحجب والاستار، ص ١٤٥؛ الذريعة، ج ٤، ص ٤٦٤ - ٤٦٥؛ و ج ٦، ص ٧٩؛ مرآة الكتب، ثقة الاسلام تبريزى، ص ٣٠٦.[١٨] فهرست كتب خطى كتابخانه هاى اصفهان، آيت اللّه سيد محمّد على روضاتى، نسخه ش ٦٥، ص ٢٩٨ ـ ٣٠٣.[١٩] تتميم أمل الآمل، عبدالنبى قزوينى، ص ١٥٧.[٢٠] أمل الآمل، ج ٢، ص ١١٢.[٢١] الذريعة، ج ١١، ص ١٧٣.[٢٢] روضات الجنّات، ج ٣، ص ٢٧١.[٢٣] رياض العلماء، ج٢، ص ٢٦٦؛ الذريعة، ج ١٤، ص ٢٧؛ و ج ١٥، ص ٧١.[٢٤] فهرست الفبايى آستان قدس رضوى، ص ٣٨٥.[٢٥] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مسجد اعظم، ص ٢٨١.[٢٦] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ملك، ج ٥، ص ٣٩٧.[٢٧] الذريعة، ج ١١، ص ٢٥١ رقم ١٥٣٨.[٢٨] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس، ج ٣٧، ص ٥٨٩.[٢٩] فهرست نسخه هاى خطى مدرسه خاتم الانبياء (صدر) بابل، ص ١٥١.[٣٠] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى، ج ١٣، ص ١٨٣.[٣١] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ملك، ج ١(چاپ دوم)، ص ٢٤٦.[٣٢] الذريعة، ج ١١، ص ٢٥١، رقم ١٥٣٩.[٣٣] الذريعة، ج ٢، ص ٨٢.[٣٤] الذريعة، ج ٤، ص ٣٣٩.[٣٥] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج ٣٥، ص ٢٦٢، نسخه ش ١٢٢٩٦، تحرير شده از روى نسخه اصل در رجب ١٢٣٩ ق.[٣٦] الذريعة، ج ٢، ص ٢٧٦ با عنوان «اقوال الائمة»؛ و ج ١١، ص ١٠٣ با عنوان «رسالة اقوال الائمة».[٣٧] الذريعة، ج ١١، ص ١١٥.[٣٨] الذريعة، ج ١٣، ص ٣٥١.[٣٩] نشريه نسخه هاى خطى دانشگاه تهران، دفتر ششم، ص ٣٤٦.[٤٠] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى، ج ٨، ص ٢١٤.[٤١] كشف الحجب والاستار، سيد اعجاز حسين، ص ٥٧٧ ؛ الذريعة، ج ١١ ص ٢٢٨ با عنوان «الرسالة النجفية»؛ وج ٢٠ ص ٣٧١ با عنوان «المسائل النجفية».[٤٢] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه دانشكده ادبيات تهران، ج٣، ص ٣٥.[٤٣] مجله وقف ميراث جاويدان، ش ٢١، ص ١٢٦؛ فهرست نسخه هاى عكسى مركز احياء ميراث اسلامى، ج٣، ص ٤٧٧.[٤٤] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى، ج ٢٤، ص ١٦٦.[٤٥] الذريعة، ج ٥، ص ٢٣٠ با عنوان «جوابات المسائل القمية»؛ و ج ١١ ص ٢٢٢ با عنوان «الرسالة القمية»؛ و ج ١٧ ص ١٧١ «القمية»؛ و ج ٢٠ ص ٣٦٣ با عنوان «المسائل القمية».[٤٦] الذريعة، ج ١١، ص ١٤٤ با عنوان «رسالة فى الترجيح بلا مرجّح».[٤٧] الذريعة، ج ١١، ص ١١٣.[٤٨] فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى، ج ١١، ص ٨١ ؛ و ج ١٧ ص ١٢٦ با عنوان «ترجيح بلا مرجّح»؛ و ج ٢٤ ص ٣٠٥ و ج ٢٩ ص ١٦٦ هر دو با عنوان «پاسخ پرسش هاى نذر على».[٤٩] رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦٦.[٥٠] همان.[٥١] همان.