صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٦٧
.اصل: «وَالْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ».
شرح: و دانا به احوال اهل زمانه خود، زور نمى آورد بر او شُبهت ها. اشارت به جواب گفتگوهاى مخالفان است كه مى گويند كه: چگونه مى شود كه اصحاب رسول صلى الله عليه و آله كه در جنگ ها همراهى ها كرده باشند و شب و روز در خدمت باشند، به يك بار، ترك گفته او كرده، از دين او مرتد شوند و ترك وصىّ او كنند، مگر جماعت كمى. جواب، اين است كه: كسى كه مشهوران به صلاح را از اهل زمانه خود مى بيند كه چون دنيايى رو به ايشان كند، بى تاب شده، از حال خود مى كيبند، [١] باكى از مانند اين شُبهت ها و پرده ها ندارد و برگشتن امّت را، مگر جماعت كمى، دور نمى انگارد. و در «كِتَابُ الرَّوْضَة» بعد از حديث نوح [٢] چنين است كه:«واللّه ِ ما أعْجَبُ مِمّن هَلَكَ ، كَيْفَ هَلَكَ؛ ولكن أعْجَبُ مِمَّن نَجا كَيْفَ نَجا»: [٣] به خدا قسم كه تعجّب نمى كنم از جمعى كه گمراه شدند بعد از رسول صلى الله عليه و آله كه چگونه گمراه شدند، و ليك تعجّب مى كنم از جمعى كه از اين فتنه نجات يافتند و بر گفته رسول ايستادند كه چگونه نجات يافتند؛ چه دنيا و حكومت را ترك كردن براى رضاى الهى بسيار مشكل است بر بيشتر مردمان.
.اصل: «وَالْحَزْمُ مَسَاءَةُ الظَّنِّ».
شرح: و استواركارى اين است كه از ظاهر مردمان، بازى نخورند و بد گمان باشند تا خلافش معلوم شود؛ چه باطن اكثر مردمان، بد است.
.اصل: «وَبَيْنُ الْمَرْءِ وَالْحِكْمَةِ نِعْمَةُ الْعَالِمِ ، وَالْجَاهِلُ شَقِيُّ بَيْنِهِمَا».
شرح: و وصلت مرد و خردمندى، خوشحالىِ امامِ داناست و امامِ نادان، آزرده وصلت مرد و خردمندى است؛ چه امام دانا دوست مى دارد كه هر مردى با خردمندى
[١] يعنى: يك سو رفتن و تحاشى نمودن، گمراه كردن، از راستى به كجى افكندن.[٢] الكافي، ج ٨ ، ص ٢٦٧، ح ٣٩٢.[٣] الكافي، ج ٨ ، ص ٢٧٥، ح ٤١٥.