صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٥٧
به سبب آنچه داد، حجّتِ اللّه تعالى را بر آن جماعت تا اگر پيروى احكام الهى نكنند، مستحقّ جهنّم شوند. و به درستى كه اللّه تعالى فرستاد عيسى را در وقتى كه فاش شده بود در آن وقت، كوفت هاى [١] سخت و محتاج شده بودند مردمان به دوا فرمودن و ياد گرفتن آن ، پس داد عيسى ايشان را از نزد اللّه تعالى چيزى كه نبود نزد ايشان مثل آن و آن، زنده كردن مردگان است براى ايشان و بينا كردن كور مادرزاد است و خوب كردن صاحبِ بَرَص به رخصت اللّه تعالى است و ثابت ساخت عيسى به سبب آنچه آورد، حجّتِ اللّه تعالى را بر آن جماعت تا اگر پيروى احكام الهى نكنند، مستحقّ جهنّم شوند.
.اصل:«وَإِنَّ اللّه َ تَعَالى بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله فِي وَقْتٍ كَانَ الْغَالِبُ عَلى أَهْلِ عَصْرِهِ الْخُطَبَ وَالْكَلَامَ ـ وَأَظنهُ قَالَ : الشِّعْرَ ـ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ مِنْ مَوَاعِظِهِ وَأَحْكَامِهِ مَا أَبْطَلَ بِهِ قَوْلَهُمْ ، وَأَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ» . قَالَ : فَقَالَ ابْنُ السِّكِّيتِ : تَاللّه ِ، مَا رَأَيْتُ مِثْلَكَ قَطُّ ، فَمَا الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ الْيَوْمَ؟ قَالَ : فَقَالَ عليه السلام : «الْعَقْلُ ؛ تَعْرِفُ بِهِ الصَّادِقَ عَلَى اللّه ِ فَتُصَدِّقُهُ ، وَالْكَاذِبَ عَلَى اللّه ِ فَتُكَذِّبُهُ» . قَالَ : فَقَالَ ابْنُ السِّكِّيتِ : هذَا وَاللّه ِ هُوَ الْجَوَابُ .
شرح: وَ أظُنُّه قَالَ الشِّعْر كلام سيّارى است و ضمير بارز در أَظُنُّه و مستتر در قَالَ راجع به امام است. و اين، اشارت است به اين كه در نقل ابى يعقوب خللى مى نمايد و الشِّعْر به جاى الْكَلَام بهتر است؛ زيرا كه خطبه و شِعر (به كسر شين و سكون عين) مقابل يكديگرند، به اعتبار اين كه اوّل، غير منظوم است و دوم، منظوم است و هر كدام، قسمى از كلام است. و در اين، اشارت است به اين كه در سؤال ابن السِكّيت، ناخوشى هست؛ امّا مضايقه [٢] در آن نيست؛ زيرا كه ابن السِكّيت معصوم نبوده و به جاى
[١] كوفت: آسيب و آزار و صدمه.[٢] كوتاهى.[٣] اين جمله در نسخه «ظ» به همين صورت آمده است، الّا اين كه كلمه «درجات» را مى توان «در جرات» نيز خواند.