صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٥٣
شرح: تَسْتَفِزُّ (به فاء و تشديد زاء بانقطه) به صيغه مضارع معلومِ غايبه باب استفعال است. المُنى (به ضمّ ميم و فتح نون و الف منقلبه از ياء، جمع مُنْية به ضمّ ميم و سكون نون): آرزوها. تَسْتَعْلِقُها (به عين بى نقطه و قاف، به صيغه مضارع معلومِ غايبه باب استفعال است. و در بعض نسخ به غين بانقطه است؛ [١] و حاصل هر دو، يكى است. و در بعضى به قاف است، به معنى اين كه «مضطرب مى كند» [٢] و آن، مناسب اين مقام نمى نمايد. يعنى: گفت امير المؤمنين عليه السلام كه: به درستى كه دل هاى ناخردمندان، مانند جانور شكارى است. از جا درمى آورد ايشان را طمع ها. و مانند گرو به نظر مى گيرد ايشان را آرزوهاى دور و دراز. و به دام مى اندازد ايشان را فريب هاى شيطان و دنيا.
[حديث] هفدهم
.اصل:] عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ أَبِيهِ ، «أَكْمَلُ النَّاسِ عَقْلاً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً» .
شرح: گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: كامل ترِ مردمان در خردمندى، كسى است كه بهترِ مردمان باشد در خوش سلوكى با اللّه تعالى و مردمان. اين، اشارت است به اين كه: كسى كه خود را خردمند شمرد، مى بايد كه فسق و ظلم نكند.
[حديث] هجدهم
.اصل: [عَلِيٌّ ،] عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِي «يَا أَبَا هَاشِمٍ ، الْعَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللّه ِ ، وَالْأَدَبُ كُلْفَةٌ ؛ فَمَنْ تَكَلَّفَ الْأَدَبَ ، قَدَرَ عَلَيْهِ ؛ وَمَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ ، لَمْ يَزْدَدْ بِذلِكَ إِلَا جَهْلاً» .
[١] يعنى «تَسْتَغْلِقُها».[٢] يعنى «تَسْتَقْلِقُها».