صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٣٦
راه نمودن كسى كه مشورت كند، به جا آوردن شكر نعمت اللّه تعالى است كه اين كس را فهمى داده يا [شكر] نعمتِ آن كس؛ چه اين كس را قابل مشورت شمرده. [١] و بازداشتن آزار خود از مردمان از كمال خردمندى است. و در اين بى آزارى، فراغت است تن را در دنيا و در آخرت؛ امّا در دنيا، براى اين كه كم دشمن به هم مى رسد. و امّا در آخرت، براى رهايى از عذابِ ستمِ اين كس و از حساب تلافىِ ستم مردمان بر اين كس.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ الْعَاقِلَ لَا يُحَدِّثُ مَنْ يَخَافُ تَكْذِيبَهُ ، وَلَا يَسْأَلُ مَنْ يَخَافُ مَنْعَهُ ، وَلَا يَعِدُ مَا لَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ ، وَلَا يَرْجُو مَا يُعَنَّفُ بِرَجَائِهِ ، وَلَا يُقْدِمُ عَلى مَا يَخَافُ فَوْتَهُ بِالْعَجْزِ عَنْهُ» .
شرح: اى هشام! به درستى كه خردمند، حكايت نمى كند در غير مقامِ اتمام حجّت با كسى كه مى ترسد كه آن كس او را دروغگو شمرد. و نمى طلبد چيزى از كسى كه مى ترسد ندادن آن كس را. و وعده به كسى نمى كند چيزى را كه توانايى بر آن نخواهد داشت. و اميد نمى دارد چيزى را كه سرزنش كرده مى شود به اميدِ آن، مثل خيال هاى خامِ مردمان و آرزوهاى دور و دراز ايشان. و رو نمى آورد بر چيزى كه مى ترسد نشدن آن را، به سبب عاجز شدن او از آن.
[حديث] سيزدهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ «العَقْلُ غِطَاءٌ سَتِيرٌ ، وَالْفَضْلُ جَمَالٌ ظَاهِرٌ ، فَاسْتُرْ خَلَلَ خُلْقِكَ بِفَضْلِكَ ، وَقَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ ، تَسْلَمْ لَكَ الْمَوَدَّةُ ، وَتَظْهَرْ لَكَ الْمَحَبَّةُ».
شرح: گفت امير المؤمنين عليه السلام : خردمندى پرده اى است پنهان. و بخششِ مال، خوبى اى است نمايان. پس اگر بى اندامى از تو سرزند، [٢] بپوشان آن را به بخشش خود.
[١] به در رو كردن: بيرون شدن.[٢] يعنى راهنمايى كردن كسى كه مشورت مى كند، به جا آوردن شكر نعمت است از طرف مشورت شونده (مستشار)، يا به جهت اين كه خداوند به او فهم و كمالى داده و با راهنمايى كردن ديگران شكر نعمت فهم و كمال خود را ادا مى كند و يا اين كه وجود شخص مشورت كننده (مستشير) كه مشورت شونده (مستشار) را قابل مشورت دانسته، نعمتى براى مستشار محسوب مى شود كه با راهنمايى صحيح او شكر اين نعمت به جا آورده مى شود.[٣] يعنى: اگر زشتىِ ظاهرى از تو آشكار شود.[٤] يعنى: زشتىِ ديگر.[٥] نهج البلاغه، ص ٥٥١ ، حكمت ٤٢٤.