صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٣٠
با همراز از او صادر مى شود، نظير: «وَ إِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ» . [١] عَلانِية عبارت است از آنچه در حضور جماعت از او صادر مى شود. لأِنَّ استدلال است بر لَا يَكُونُ كَذلِكَ تا آخر؛ و مراد، اين است كه: در حكمِ غير متوسّمين، به عقل كسى، ظن، كافى است، بنا بر اين كه نفسِ حكم اللّه نيست، بلكه محلّ حكم اللّه است، مثل تعيين قبله و قِيَم مُتلَفات و علم به آن از وسع غير متوسّمين بيرون است. يعنى: به درستى كه شأن، اين است كه نترسيده از عذاب اللّه تعالى كسى كه به خردمندى، فرا نگرفته از اللّه تعالى احكام او را كه حاجت به آنها دارد، به توسّط راسخان در علم. و خودرأيى كرده، و هر كس كه به خردمندى فرا نگرفته از اللّه تعالى، نبسته دل خود را بر شناختى پاينده كه مى بيند آن را در دل خود و مى يابد كنه آن را در دل خود. و نمى باشد كسى فراگيرنده احكام از اللّه تعالى، مگر كسى كه بوده باشد گفته ظاهرى او براى فعل باطنى او راست كننده، بوده باشد گفته و كرده پنهان او براى گفته و كرده آشكار او موافق؛ زيرا كه اللّه ـ تَبَارَكَ اسْمُهُ ـ راه ننموده غير متوسّمين را بر باطنِ پنهانِ ديگرى كه خردمندى اوست، مگر به چيزى كه ظاهر شود از او و حكايت كند از باطن او.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَقُولُ : مَا عُبِدَ اللّه ُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ».
شرح: اى هشام! بود امير المؤمنين عليه السلام كه مى گفت كه: پرستيده نشده اللّه تعالى به طاعتى بهتر از خردمندى. توضيحِ اين مى شود در شرح حديث اوّل باب بيست و چهارم «كِتَابُ التَّوْحِيد» كه «بَابُ الْبَدَاء» است.
.اصل: «وَمَا تَمَّ عَقْلُ امْرِىً?حَتّى يَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ شَتّى : الْكُفْرُ وَالشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونَانِ ، وَالرُّشْدُ وَالْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولَانِ ، وَفَضْلُ مَالِهِ مَبْذُولٌ ، وَفَضْلُ قَوْلِهِ
[١] نمل (٢٧): ١٤.[٢] آل عمران (٣): ١٩ .[٣] بقره (٢): ١٤.