صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٢٠
اين جا، چيزى است كه اللّه تعالى خواسته از بندگان و امر به آن كرده و از آن جمله است عقل به معنى خردمندى. الدَّلِيل: راهنما؛ و اين جا عبارت است از باعث ديده ورى در كارى. مراد به صَمْت، سكوت از حكم از روى اعتقاد مبتدا يا از روى ظن در مُختلفٌ فِيه است. و اين مبنى بر اين است كه كسى كه حكم كرد به احد طرفين، فكرش خالى نمى باشد از خواهش نفس و ميل سوى آنچه حكم به آن كرده، پس ديده ورى در فكر ندارد. الْمَطِيَّة (به فتح ميم و كسر طاء بى نقطه و تشديد ياء دو نقطه در پايين): مركوبى كه سوارش را زود به منزل رساند؛ و مراد اين جا، مددكار است. يعنى: اى هشام! به درستى كه براى هر مأمورٌ بِه است راهنمايى كه باعث ديده ورى در آن مى شود. و راهنماى خردمندى، فكر است در عاقبت كارها. و راهنماى فكر، خاموشى است. و به درستى كه براى هر مأمورٌ بِه است مركوبى كه مددكار آن مى شود. و مركوب خردمندى، فروتنى است نزد حق ؛ چه تكبّر و دعوى هاى گزاف، خردمند را از راه وامى دارد. و بس است تو را در ناخردمندى، اين كه كنى چيزى را كه اللّه تعالى تو را نهى از آن كرده و آن، خودرأيى است؛ چه اين دليلِ ظاهر است بر ناخردمندى.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، مَا بَعَثَ اللّه ُ أَنْبِيَاءَهُ وَرُسُلَهُ إِلى عِبَادِهِ إِلَا لِيَعْقِلُوا عَنِ اللّه ِ ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجَابَةً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً ، وَأَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّه ِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً ، وَأَكْمَلُهُمْ عَقْلاً أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِي الدُّنْيَا وَالْاخِرَةِ ».
شرح: اى هشام! نفرستاده اللّه تعالى رسولان بزرگ را كه پيش از رسالت، مدّتى نبوّت داشته اند و نه رسولان ديگر را سوى بندگانش، مگر براى اين كه به خردمندى فراگيرند از اللّه تعالى احكام او را در هر چه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود و احتياج بندگان او به دانستن آن شود. پس بهترِ بندگان او به اعتبار قبولِ دعوتِ انبيا و رسل، كسى است كه بهترِ بندگان او باشد به اعتبار شناختِ آنچه مذكور شد ـ كه فايده بعث انبيا و رسل، منحصر است در اين كه بندگان از او فراگيرند و خودرأيى نكنند ـ و