صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢١٤
به تأويل متشابهِ قرآن؛ به اين معنى كه به برهان، معلوم تابعان ما شد كه خطا در تأويل متشابهِ قرآن نكرديم، يا مراد، اين است كه: گرويديم به اين كه علم به تأويل متشابهِ قرآن در وقت نزول آن نمى دارد، مگر اللّه تعالى. بيانِ اين، آن كه: هر چه مى گوييم در تأويل متشابه، به تعمّق فكر ما نيست، از جانب صاحب كلِّ اختيار ماست براى بيان متشابهات، چنانچه گفته در سوره قيامت: «فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْءَانَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ» [١] و به خاطر خود، قرار نمى دهد فرق، ميان تأويلاتِ پيشوايان اهل زيغ [٢] و تأويلات راسخان در علم را كسى، مگر صاحبان مغزها كه سلمان و ابوذر و مقداد و امثال ايشان باشند، از اهل قلوب سليمه و افهام مستقيمه.
.اصل: «وَقَالَ : «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِأُولِى الْألْبَابِ» [٣] ».
شرح: و گفت در سوره آل عمران كه: به درستى كه در آفريدن آسمان ها و زمين و دگرگون شدن شب و روز، هر آيينه دليل ها بر ربوبيّت اللّه تعالى هست براى صاحبان مغزها؛ چه ايشان اقرار مى كنند كه اينها به عبث و بازيچه آفريده نشده و پيروى ظن نكرده، سعى در طلب علم دين از اللّه تعالى به سبب پيغمبران مى كنند.
.اصل: «وَقَالَ : «أَفَمَنْ يَعْلَمُ أنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الحقّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولوُا الألْبَابِ» » [٤] .
شرح: و گفت در سوره رعد كه: آيا آن كس كه مى داند و اقرار مى كند كه قرآنى كه فرو فرستاده شده به تو ـ اى محمّد ـ از صاحب كلّ اختيار تو در بيان آنچه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، به كار آمدنى، آن است و بس. و هر بيان كه در قرآن نباشد، پوچ و به كار نيامدنى است، مانند كسى است كه او كور است و اقرار به اين
[١] قيامت (٧٥): ١٨ و ١٩.[٢] زيغ: انحراف از راه راست، ميل از حق به باطل.[٣] آل عمران (٣): ١٩٠.[٤] رعد (١٣): ١٩.