صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٠٣
جمعى كه از عذاب الهى مى ترسند و خردمندى مى كنند. آيا با وجود اينها خردمندى نمى كنند به طلب علم به نيك و بد از اللّه تعالى به پيروى قرآن و رسول يا امامى كه پيروى ظن نكند». فصل: اين معنى را در سوره انبيا نيز بيان كرده و گفته: « وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَآءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنَآ أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّـآ إِن كُنَّا فَاعِلِينَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ» : [١] و نيافريده ايم آسمان و زمين را و آنچه ميان آنها است، بر حالى كه بازيگر باشيم كه پيروى ظن و اختلاف كنند و هيچ نگوييم. اگر بر فرض محال مى خواستيم كه سازيم بازيچه و مشغولى را كه اختلاف از روى ظن باشد، هر آيينه در كتاب هاى خود به رسولان خود بيان قاعده هاى آن مى كرديم از پيش خود و به فكر مردمان وانمى گذاشتيم، اگر بر فرض محال بازيگرى مى كرديم؛ و حال آن كه در كتاب هاى ما و گفته رسولان ما اين نيست؛ بلكه مى كوبيم در كتاب هاى خود به آيات محكمات (كه در آنها نهى صريح از اختلاف از روى ظن است) بر باطل (كه اختلاف از روى ظن باشد). پس باطل را سرشكسته و پريشان دماغ مى كند. و واى بر شما به سبب اين كه از خود قاعده ها قرار داده، افترا بر اللّه تعالى مى كنيد.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ عِقَابَهُ ، فَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ : «ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِينَ * وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» [٢] ».
شرح: اى هشام! اللّه تعالى اكتفا به اين پند نكرد؛ بلكه بعد از آن، ترسانيد جمعى را كه خردمندى نمى كنند از عذاب خود، به اين روش كه گفت در سوره صافّات كه: (بعد از نجات لوط و اهلش، مگر پيرزنى) هلاك كرديم ديگران را، و به درستى كه شما ـ اى اهل مكّه ـ هر آيينه مى گذريد در سفر شام بر جاى قوم لوط، روز و شب. آيا با وجود اينها خردمندى نمى كنيد، به طلب علم به نيك و بد از اللّه تعالى به پيروى قرآن و
[١] انبيا (٢١): ١٦ ـ ١٨ .[٢] صافّات (٣٧): ١٣٦ ـ ١٣٨.