صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٦
براى همين زادن و زيستن و مردن دنيا نيست؛ بلكه قيامتى خواهد بود كه جزاى نيك؟ و بد، آن جا باشد. پس در طلب دانستن نيك و بد از پى پيغمبرى مى بايد رفت و پيروى ظن نمى بايد كرد و اللّه تعالى اكتفا به آن نكرده، مدد كرد پيغمبران خود را به صريح كردن آن و راهنمايى كرد در قرآن مردمان را بر صاحب كلِّ اختيار هر كس و هر چيز بودن خود به دليل ها؛ به اين روش كه گفت در سوره بقره كه: سزاوار پرستشِ شما در سزاوارىِ پرستش يگانه است؛ چه نيست سزاوار پرستشى مگر او؛ چه اوست بخشاينده به همه چيز، آنچه را كه لايق آن چيز است، مهربان به مؤمنان. بيانِ اين يگانگى آن كه: به درستى كه در آفريدن آسمان ها و زمين و دگرگون شدن شب و روز و كشتى هايى كه روان است در دريا، با بارهايى كه فايده مى دهد آن بارها مردمان را و آنچه فرو فرستاد از بالا كه آبى است، پس زنده كرد به آن آب، زمين را به گياه، بعد از مردن زمين به بى گياهى، و آنچه پراكنده كرد در زمين كه هر جنبنده است، و تغيير بادها كه گاهى از مشرق و گاهى از مغرب و گاهى از جنوب و گاهى از شمال و گاهى از ميانه اينها مى آيد، و ابرى كه به فرمان درآورده شده مى ايستد با آن سنگينىْ ميان آسمان و زمين، هر آينه دليل هاست براى جمعى كه خردمندى مى كنند؛ چه ايشان به سبب اينها اقرار مى كنند به اين كه اين كارخانه، بى آفريدگارى عادلِ حكيم نيست، و آن آفريدگار به عبث نيافريده اينها را، و مردگان را زنده خواهد كرد براى جزاى بد و نيك. پس پيغمبران و كتاب ها و امامان را [فرستنده] [١] خواهد بود جهت بيان نيك و بد و نهى از اختلاف از روى ظن. پس اختلاف از روى ظن نبايد كرد و در طلب علم از پيغمبران و كتاب هاى الهى و امامان حق، سعى بايد كرد.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، قَدْ جَعَلَ اللّه ُ ذلِكَ دَلِيلاً عَلى مَعْرِفَتِهِ بِأَنَّ لَهُمْ مُدَبِّراً ، فَقَالَ : «وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَايَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» ». [٢]
[١] «ظ »: فرستاده.[٢] اعراف (٧): ٥٤ .