صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٨٧
محكماتِ قرآن به علم و يقين و بصيرت فرا نگرفته اند. اقرار رسمى مى كنند به آنچه ما اقرار مى كنيم. آيا به آن، مؤمن مى شوند يا نه؟ پس گفت امام عليه السلام كه: نيستند اين قوم از خردمندانى كه ادب آموزى كرده ايشان را اللّه تعالى؛ چه اللّه تعالى به اين قوم خطاب نكرده و به خردمندان خطاب كرده كه گفته در سوره حشر كه: «پس عبرت گيريد اى صاحبان ديده ورى ها». مراد اين است كه: اين قوم، داخل مؤمنان حقيقى نيستند؛ بلكه اهل شك اند و كار ايشان با اللّه تعالى است، چنانچه گذشت در شرح «وَالْأَمْرُ فِي الشَّاكِّ» تا آخر در خطبه.
[حديث] ششم
.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ ب «مَنْ كَانَ عَاقِلاً ، كَانَ لَهُ دِينٌ ، وَمَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ ، دَخَلَ الْجَنَّةَ» .
شرح: الدِّين (به كسر دال): خوارى و فروتنى نزد كسى؛ و مراد اين جا، فروتنى نزد اللّه تعالى است به اقبال و اِدبار كه مذكور شد در حديث اوّلِ اين باب؛ و آن است ايمان حقيقى. يعنى: گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: هر كه هست خردمند، هست او را ايمان حقيقى. و هر كه هست او را ايمان حقيقى، داخل بهشت مى شود؛ چه غير مؤمن حقيقى كارش با اللّه تعالى است، چنانچه بيان شد در شرح «وَالْأَمْرُ فِي الشَّاكّ» تا آخر در خطبه.
[حديث] هفتم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ «إِنَّمَا يُدَاقُّ اللّه ُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا» .
شرح: يُدَاقُّ (به دال بى نقطه و تشديد قاف) به صيغه مضارع معلومِ غايب باب مفاعله است.