صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٢
ظن كرده باشند در فتوا. و اين را كه نمى يابى در نزد خود كسى را كه در باب آن كارها گفتگو كنى با او و مشاورت كنى با او، بر حالى كه او از جانب كسى باشد كه خاطر جمع مى باشى به دانايى او در آن كارها كه چه بايد كرد.
.اصل: وَقُلْتَ : إِنَّكَ تُحِبُّ أَنْ يَكُونَ عِندَكَ كِتَابٌ كَافٍ يَجْمَعُ مِنْ جَمِيعِ فُنُونِ عِلْمِ الدِّينِ ، مَايَكْتَفِي بِهِ الْمُتَعَلِّمُ ، وَيَرْجِعُ إِلَيْهِ الْمُسْتَرْشِدُ ، وَيَأْخُذُ مِنْهُ مَنْ يُرِيدُ عِلْمَ الدِّينِ وَالْعَمَلَ بِهِ بِالْاثارِ الصَّحِيحَةِ عَنِ الصَّادِقِينَ عليهم السلام وَالسُّنَنِ الْقَائِمَةِ الَّتِي عَلَيْهَا الْعَمَلُ ، وَبِهَا يُؤَدَّى فَرْضُ اللّه ِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ وَسُنَّةُ نَبيِّهِ صلى الله عليه و آله .
شرح: الفُنُون (جمع فَنّ): اقسام چيزى. عِلْمِ الدِّين: دانستن مسائلى است كه بيشتر مردمان را دانستن آن يا گرويدن به آن، براى روز جزا به كار آيد. و آن مسائل سه قسم است: اوّل، مسائل اصول دين؛ و آن، مسئله اى چند است كه منكر آنها به محض آن انكار، كافر است و هميشه در عذاب جهنّم است، مثل اين كه اللّه تعالى يگانه است. دوم، مسائل فروع فقه؛ و آن مسئله اى چند است كه در آنها بى واسطه، بيان حلال و حرام افعال شخصيّه شده است و از اصول دين نيست. پس منكر يكى از آنها به محض آن انكار، كافر نيست، اگر چه كافر شود به واسطه آن كه آن از ضروريّات دين باشد و انكار آن لازم داشته باشد انكار يكى از اصول دين را، مثل اين كه حج، واجب است بر هر كه استطاعت داشته باشد. سوم، مسائل اصول فقه؛ و آن مسئله اى چند است كه در آنها بيان حلال و حرام افعال كلّيّه شده باشد، تا به واسطه آن، بيان حلال و حرام افعال شخصيّه شود، مثل اين كه واجب است در مسئله فروع فقهِ ندانسته، عمل به ظاهر قرآن، بى فتوا و قضا؛ چه عمل به ظاهر قرآن، فعلى است كلّى و به اين مسئله مى توانيم دانست هر فعل شخصى را كه در بيانِ آن، ظاهر قرآن بينيم. و بيانِ اين سه قسم، به وجهى ديگر مى آيد در حديث اوّلِ «بَابُ صِفَةِ الْعِلْم» از «كِتَابُ الْعَقْلِ».