صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٠
حكم منطوقِ آيت است و از بواطن آن است. و اين اشارت است به اين كه فَمُسْتَقرٌّ به كسر قاف است، موافق قِرائت ابن كثير [١] و ابو عمرو [٢] و يعقوب [٣] به روايت روح و زيد، و به تقدير «فَبَعْضُ أَحْوَالِكُمْ مُسْتَقرٌّ» است. و مُسْتَوْدَعٌ (به فتح دال) به تقديرِ «بَعْضُ أَحْوَالِكُم مُسْتَوْدَعٌ» است. و از جمله شواهد ربوبيّت، اين است كه بعض احوال آدمى، راسخ و جِبِلّىِ [٤] اوست، مثل كيفيّت آواز كه به آن مى شناسند بعض اطفال شيرخوار، آواز پدر و مادر خود را از آواز ديگران، و مثل كيفيّت شكل و غير آنها، موافق آيت سوره روم: «وَ مِنْ ءَايَـتِهِ خَلْقُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَاخْتِلَـفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوَ نِكُمْ» [٥] . و بعض احوال، راسخ و جِبِلّى نيست، مثل صحّت و مرض و خواب و بيدارى و غير آنها، و اين، به محض تدبير صانع عالم است. و در حكمِ اين است اين كه بعضِ احوال در بعضِ مردمان راسخ باشد و در بعض ديگر از مردمان راسخ نباشد و از اين قبيل است ايمان. و معنى هاى ديگر براى اين آيت گفته اند و در اين حديث، اشارت به اين است كه آنها خوب نيست. يعنى: و به تحقيق گفت دانا به جميع كتاب خدا و احكام او عليه السلام ـ در بيان آنچه گفتيم ـ كه: به تحقيق اللّه تعالى آفريده پيغمبران را سرشته بر پيغمبرى. پس نمى باشند پيغمبران مگر با پيغمبرى. و آفريده بعض مؤمنان را سرشته بر ايمان؛ چه ايمان خود را از محكمات كتاب خدا و سنّت رسول فرا گرفته اند. پس نمى باشند آن مؤمنان، مگر با ايمان، خواه اوصياى انبيا باشند و خواه غير ايشان و به عاريت داده جمعى را ايمان.
[١] ابو معبد عبد اللّه بن كثير دارى يا دارانى (م ١٢٠ق)، قارى مكّه و از قُرّاء سبع.[٢] ابو عمرو زبّان بن علاء بن عمّار بن عريان (م ١٥٤ق)، قارى بصره و از قُرّاء سبع.[٣] يعقوب بن اسحاق حضرمى كه با واسطه، شاگرد ابو عمرو بصرى بوده و پس از ابو عمرو، به رياست قُرّاء بصره رسيد.[٤] جِبِلّى: طبيعى، ذاتى.[٥] روم (٣٠): ٢٢.