صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦
الذي عاقبناكم به إنّما كان بسبب فعلكم السيّئات و ارتكاب هذه الخطايا، فإذا جازيناكم و عاملناكم بالانتقام لم نكن ظالمين لكم، بل كنتم مستحقّين لذلك و جازيناكم بما فعلهم؛ فإنّ نفي الظلم عنه بسبب أنّ ما فعله بهم على خطائهم ليس بظلم، و العقل يشهد بذلك؛ فإنّك إذا جازيت مسيئا على إساءته قالت الناس: لم يكن ظالما، و إذا جازيت المحسن أو من لم يقترف سيّئة ماساءته، يقولون: قد ظلم، و هذا أمر بديهيّ، و لاحاجة به إلى تأويل الظلم بهذا التأويل البعيد، فانقطع و لم يحرجوا به، فلم أدر أنّه اعترف أو مراعاة لي عن المباحثة في هذا المجلس، و على الحالين فنسأل اللّه أن يحسن خاتمته بخير و يهديه إلى الصواب . [١] بعد از آن خيابانى مى گويد: فقير تفصيلى در اين باب در مجلّد صيام وقايع الأيّام نگاشته ام و آيات و اخبار و اشعار عربى و فارسى مذكور است فراجع . [٢]
٣/٢. مردى نيرومند
حاج ملّا خليل از نظر جسمى نيز مردى قوى و نيرومند بود، به دست خود زمين را بيل مى زد و دانه مى كشت. صاحب روضات نوشته كه: كشتى گيرى وارد قزوين شد و در مجلس درس ملّا خليل حاضر شد و از وى خواست دستخطى در تأييد حرفه وى بنويسد. ملّا خليل گفت: من چگونه نيازموده، كشتى گيرى تو را تأييد كنم .سپس از مجلس درس بلند شده و آماده مصاف با وى شد و پشت بزرگ ترين كشتى گير عصر خود را به زمين آورد. پس كشتى گير به او گفت: تو اهل علم نيستى، بلكه كشتى گيرى هستى كه به لباس اهل علم در آمدى! [٣]
٤/٢. گرايش به اخبارى گرى
ملّا خليل، خيلى در اخبار غوطه ور بود و اغلب صاحب تراجم او را از علماى اخبارى شمرده اند. او با اجتهاد مخالفت مى ورزيد، چنانچه در جاى جاى اين شرح
[١] وقايع الأيّام (وقايع محرّم الحرام)، ملّا على خيابانى، با تصحيح محمّد الوانساز خويى، ج ٢، ص ٤٣٩ ـ ٤٤١.[٢] وقايع الأيّام ، ج ٣ ، ص ١٤٧ .[٣] روضات الجنّات، ج ٣، ص ٢٧٢.