صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٦
يعنى: و به واسطه اين آفت و بس، گشوده شده بر پيشوايان و علماى زمانه ما رخنه هاى سيلابِ اين دين هاى باطل كه در باب امامت دارند و مذهب هاى بدمزه كه بعد از اظهارِ اقرار به امام حق دارند. مذهب هايى كه به تحقيقِ تمام، گرفته شرط هاى ناگرويدن به اللّه تعالى و شريك براى اللّه تعالى قرار دادن را، همگى آن شرط ها را نه بعضى را. حاصلْ آن كه: هر دينى و مذهبى كه از محكمات قرآن گرفته نشده، نه بى واسطه و نه به واسطه دوازده امام ـ كه امامت ايشان از محكمات قرآن گرفته شده ـ چنانچه مكرّر بيان شد، آن دين و مذهب، همدوش كفر و شرك است، يا خودش است؛ و صاحب آن، مستحقّ عذاب دائمىِ قيامت است، مگر آن كه زود توبه كند، يا از عوام الناس باشد و بخشايش الهى او را دريابد، چنانچه در شرح «وَالْأَمْرُ في الشَّاكِّ» تا آخر، بيان شد.
.اصل: وَذلِكَ بِتَوفِيقِ اللّه ِ وَخِذْلَانِهِ ، فَمَنْ أَرَادَ اللّه تَوْفِيقَهُ وَأَنْ يَكُونَ إِيمَانُهُ ثَابِتا مُسْتَقِرّا ، سَبَّبَ لَهُ الْأَسْبَابَ الَّتِي تُؤَدِّيهِ إِلى أَنْ يَأَخُذَ دِينَهُ مِنْ كِتَابِ اللّه ِ وَسُنَّةِ نَبِيِّهِ عليه السلام بِعِلْمٍ وَيَقِينٍ وَبَصِيرَةٍ ، فَذَاكَ أَثْبَتُ فِي دِينِهِ مِنَ الْجِبَالِ الرَّوَاسِي . وَمَنْ أَرَادَ اللّه ُ خِذْلَانَهُ وَأَنْ يَكُونَ دِينُهُ مُعَارا مُسْتَوْدَعا ـ نَعُوذُ بِاللّه ِ مِنْهُ ـ سَبَّبَ لَهُ أَسْبَابَ الِاسْتِحْسَانِ وَالتَّقْلِيدِ وَالتَّأْوِيلِ مِنْ غَيْرِ عِلْمٍ وَبَصِيرَةٍ.
شرح: چون جمله معترضه تمام شد، باز بر سر مبحث اوّل رفت. التَّوفِيق: مهربانى كردنِ اللّه تعالى با كسى، بعد از دادن توانايى بر هر يك از طاعت و معصيت به آن كس؛ به معنى دادنِ جميع آنچه در طاعت در كار است و طاعت، بى آن، محال است و آن جميع را علّت تامّه طاعت مى نامند؛ و دادن جميع آنچه در معصيت در كار است و معصيت، بى آن، محال است و آن جميع را علّت تامّه معصيت مى نامند. الْخِذْلَان (به كسر خاء بانقطه و سكون ذال بانقطه): مهربانى نكردنِ اللّه تعالى با كسى، بعد از دادن توانايى بر هر يك از طاعت و معصيت به آن كس، به همين معنى كه بيان شد. و چون اين مهربانى، داخل علّت تامّه طاعت نيست و ترك اين مهربانى، داخل علّت تامّه معصيت نيست، پس اهل معصيت، توانايى بر طاعت دارند و طاعت نمى كنند و اهل طاعت، توانايى بر معصيت دارند و معصيت نمى كنند و حجّت اللّه