صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٣٨
. يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ» . [١]
شرح: چون مصنّف ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ فارغ شد از بيان اين كه واجب است بر اللّه تعالى اين كه تكليف كند بى عيبانِ در خِرد را به ترك اختلاف از روى ظن، شروع كرد در بيانِ اين كه اين، تكليفِ واقعِ هميشگى است و معلوم است از قرآن. النَّدْب: خواندن كسى را سوى كارى از روى جِد. الْمَعْرِفَة: شناختن؛ و مراد اين جا، اعتراف و گرويدن به تمام دل است به ربوبيّت اللّه تعالى كه شناخته شده است. الْجَهْلَ: نادانى؛ و مراد اين جا، ضدّ معرفت است، به سبب اختلاف از روى ظن. الدِّين (به كسر دال بى نقطه و سكون ياء دونقطه در پايين): فرمان بردارى. و دين الهى عبارت از اسلام است و آن، متضمّن ترك اختلاف از روى ظن است، چنانچه گفته در سوره آل عمران كه: «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْاءِسْلَـمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَـبَ إِلَا مِن بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيَا بَيْنَهُمْ» . [٢] الْاءِنْكَار: نشناختن. و آن، ضدّ اعتراف است. عَلى بنائيّه است و مراد، قول [٣] به عنوان حكايت نفسِ حكم اللّه تعالى است، مثل قول به اين كه آب كُر به محض ملاقاتِ نجاست، نجس نمى شود. و اين، احتراز است از قول در محلّ حكم اللّه تعالى، مثل قول به اين كه اين آب، كُر است؛ زيرا كه اين قول، اگر از روى ظن باشد نيز جايز است، چه جاى آنچه غير هر دو باشد، مثل قول به اين كه زيد در فلان شهر است. يعنى: پس خواند اللّه تعالى بى عيبان در خِرد را سوى اعتراف به ربوبيّت او تا مبادا ترك واجب كرده، روا داشته باشد براى ايشان اين را كه اعتراف ننمايند به ربوبيّت او و اعتراف ننمايند به دين او و به حكم هاى او در بيان نيك و بد كارها؛ چه
[١] يونس (١٠): ٣٢.[٢] آل عمران (٣): ١٩.[٣] يعنى قول در «أن لَا يَقُولُوا عَلَى اللّه ِ إلَا الْحَقَّ».