صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢٦
نباشد. و مراد اين جا، خلفاى بنى اميّه و مانند ايشان است در هر زمان كه باشند. التَهَجُّم: بسيار داخل شدن در چيزى بى رخصت. المُلِمَّات: بلاهايى كه در زمانه، حادث مى شود؛ و مراد اين جا، روايات مخالفان است در فضيلت امامان خود. الظُّلَم (جمع ظلمت): تاريكى ها؛ و مراد، اين جا حيرانى هاى مردمان جاهل است از روايت هاى دروغ مخالفان. المَغْشِيَّات: سِرّهاى پنهان؛ و مراد اين جا، مصلحت ها در مظلومىِ امامانِ راستى و رواج دكّان امامانِ گمراه است. الْبُهَم (جمع بُهْمَة): مشكل ها. يعنى: و حرام كرد اللّه تعالى در محكمات قرآن، بر همچشمانِ امامانِ راستى، در هر زمان كه باشند، دليرى را بر افترا بر اللّه تعالى به گفتنِ آنچه نمى دانند كه حق است؛ چه اين افتراست، چنانچه بيان مى شود در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث دوازدهمِ «بابُ مُجالَسةِ أهل المَعاصي» كه باب صد و شصت و سوم است. و منع كرد اللّه تعالى در محكمات قرآن، اين همچشمان را از انكار چيزى كه نمى دانند از جمله حق. اين، اشارت است به دو آيت كه بيان مى شود در شرح «فَنَدَبَهُم تا آخر» در خطبه. و اين حرام كردن و منع كردن در محكمات قرآن، براى چيزى است كه اراده كرده اللّه ـ تبارك و تعالى ـ آن را كه رهانيدنِ جمعى است كه خواسته اللّه تعالى رهايى ايشان را از جمله خلايق از حيرتى كه به سبب روايت هاى دروغ مخالفان و به سبب ندانستن سرّ مظلومىِ امامانِ راستى و رواج دكّان امامانِ گمراه در زمان هاى دور و دراز به هم مى رسد؛ و آن جمع، در اين زمان، شيعه دوازده امام اند. بيانِ اين، آن است كه: خردمندِ صاحبِ انصاف كه به ظاهربينى، از حق معلومِ به محكمات قرآن غافل نمى شود، زود از اين دو حيرت مى رهد؛ چه هر روايتى از رسول صلى الله عليه و آله كه خلاف محكمات قرآن است، دروغ است. و فضولى در تفحّصِ سرّ قضا و قدر، نامعقول است. و توقّف در مقتضاى محكمات قرآن، به واسطه ندانستن سرّ مذكور، نامعقول تر. و به اين رهايى، اشارت شده در قول اللّه تعالى در سوره حديد: