صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢
رؤساى آنان متوجه شدند، حكم به قتل او كردند. ملّا خليل در تنورى مخفى شده و به نقطه اى از حجاز رفت و تا موسم آينده در آنجا باقى ماند. در وقت آمدن به موسم، در قيافه هيزم كش و خاركن در ميان قافله به مكه درآمده، حج انجام داد و برگشت. {-٣-}
٧/١. بازگشت به قزوين
ملّا خليل پس از اقامت چند ساله در مكه به قزوين بازگشت و تا آخر عمر در اين شهر مشغول تدريس و تصنيف بوده است. وى در آخر عمر نابينا مى گردد و در سن هشتاد و هشت سالگى دار فانى را وداع مى كند. از آثار باقى مانده از ملّا خليل در قزوين مدرسه اى در محلّه آخوند قزوين، معروف به مدرسه آخوند يا مدرسه خليلا است. [٢]
٨/١. مدح شعرا
شعراى قزوين اشعار بسيارى در مدح ملّا خليل سروده اند. از جمله محمّد ابراهيم سالك قزوينى [٣] قصيده اى سروده با اين مطلع : قزوين كه جنانْ صفت جميل است از دولت حضرت خليل است گر مرتبه جليل دارد از موهبت خليل دارد [٤]
٩/١. مزار و مدفن
ملّا خليل در سال ١٠٨٩ ق چشم از جهان فرو بست و بنا به وصيت، در محل تدريس خود ـ مدرسه خليلا ـ قرار ابدى گرفت. در همين سال ملّا رفيعا ـ شاگرد ملّا خليل ـ نيز وفات نمود. يكى از شاعران، ماده تاريخ وفات آنها را چنين سروده: { دُرّ درياى دين مولا خليلا چو نور از ديده مردم نهان شد } { يگانه گوهر بحر معانى رفيعا واعظ دهر از ميان شد }
[١] رسول جعفريان ، مجلّه ميقات حج، ش ٤، سال ١٣٧٢، ص ١١٧، مقاله «حجّاج شيعى در دوره صفوى».[٢] دايرة المعارف تشيّع، ج ٧، ص ٢٤٨.[٣] براى شرح حال وى ر.ك: فرهنگ سخنوران، خيامپور، ج ١، ص ٤٣٠.[٤] دايرة المعارف تشيّع، ج ٧، ص ٢٤٨.