صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٤
آنها به عبارت هاى گوناگون و جدا كرده شده از هم به متشابهات. الدِّين (به كسر دال): خدا پرستى، و اعتقادى كه آدمى دل بر آن بندد و خير آخرت خود را در آن قرار دهد. و دين پسنديده نزد اللّه تعالى اسلام است و اسلام اين است كه شريكى براى اللّه تعالى قرار ندهند در چيزى كه مردمان را احتياج به آن شود و بى مكابره اختلاف در آن و در دليلِ آن رود و حكم غير اللّه تعالى را كه هر آينه از روى علم نخواهد بود، در آن پيروى نكنند؛ و در بسيارى از آيات قرآن، نهى از اشراك شده و مراد، نهى از اين است. الفَرائِض (به كسر همزه، جمع فَريضه): چيزهايى كه اللّه تعالى بر خلايق در محكمات قرآن لازم ساخته [است]. الاُمُور (جمع أمر): كارهايى كه عمده باشد؛ و مراد اين جا، مضمون هاى بعضِ محكمات است كه در آن، امر به سؤالِ «اَهْل الذكر» [١] و «بودن با صادقان» [٢] و نهى از اختلاف از روى ظن و خودرأيى و مانند آنها صريح و مكرّر شده[است]. و ذكر اُمُور، تخصيصِ بعد از تعميم است؛ زيرا كه آنها از جمله فرايض است. الْمَعَالم (جمع مَعْلَم، به فتح ميم و سكون عين بى نقطه و فتح لام): علامت هايى كه به آنها چيزى معلوم شود. الدُّعَاء: خواندن كسى را سوى چيزى. هُدَاهُ، ضمير، راجع به اللّه تعالى است. الهُدى: امامِ راهنما سوى راستى و راه راست، موافق آيتِ سوره بقره: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » ، [٣] بنا بر اين كه «وَ الْهُدى» عطف بر «مَا» باشد و ضمير منصوب در «بيّناه» راجع به «الهُدى» باشد. الصَّدْع: كوفتن چيز سخت كه شكافته شود و شكافش به هم نتواند آمد؛ و مراد اين جا، كوفتن خصمان است به كلام صريح كه آن را تأويل ديگر نتوان كرد.
[١] نحل (١٦): ٤٣؛ انبيا (٢١): ٧.[٢] توبه (٩): ١١٩.[٣] بقره (٢): ١٥٩ .