صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١١٣
التَّقْوى: ترسيدن از اللّه تعالى به ترك پيروى هوا و هوس و ترك خودپسندى و خودرأيى. النَّهْج: ظاهر ساختنِ راه چيزى. العِلْم: دانستن. و آن، اعتقادى است كه احتمال خلاف آن، در دل صاحبش نباشد، مثل اعتقاد به اين كه دو، نصفِ چهار است. و اعتقادى را كه احتمال خلاف آن در دل هست، ظن مى گويند اگر از روى خواهش طبع نباشد، مثل اعتقاد به پاكىِ چيزى كه در بازار مسلمانان است؛ و اعتقاد مبتدا مى گويند اگر از روى خواهش طبع باشد، مثل اعتقاد اكثر عوام به اين كه مذهب پدرشان حق است. و به ياد آوردن دانسته را علم نمى گويند؛ بلكه تذكّر مى گويند. و خيال كردن معنى را نيز علم نمى گويند؛ بلكه تصوّر مى گويند. و مراد به علم اين جا، معلوم است و آن، مضمون آيات محكماتِ قرآن است. التَفْصِيل: جدا كردن بسيار، چنانچه در عِقْدِ [١] مرواريدى است كه در ميان هر دو دانه آن، مهره اى باشد؛ و مراد اين جا، بسيار آوردنِ آيات محكماتِ قرآن است كه در آنها نهى از شرك و اختلاف از روى ظن و مانند آن هست و جدا كردن آنها از هم به متشابهات، تا احتياج به امام دانا به جميع متشابهات، ظاهر باشد و حجّت بر مخالفان مشرك، تمام شود، چنانچه اللّه تعالى در سوره اعراف گفته: «وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ» : [٢] و هر آينه به تحقيق داديم پيروان ظن را ـ كه دين خود را به غفلت و بازيچه گرفته اند ـ كتابى كه بسيار مكرّر كرديم مضمون آن كتاب را به فاصل ها با وجود آن كه در آن كتاب، علم بود. پس مراد به كتاب محكم، قرآن است كه در آن نهى از اختلاف از روى ظن هست و پيروان ظن، چشم بر تأويل و حمل آن بر معنى هاى دور دارند؛ و در سوره هود گفته كه: «كِتَـبٌ أُحْكِمَتْ ءَايَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ» : [٣] اين قرآن كتابى است كه عمده آيات آن، محكمات است. عجب آن كه با وجود محكم بودن بسيار، مكرّر بيان شده مضمون
[١] عِقْد: گلوبند، گردنبند.[٢] اعراف (٧): ٥٢ .[٣] هود (١١): ١.