صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٠٦
مى آيد در حديث هفتمِ باب نهمِ «كِتَابُ التَّوْحِيد» كه «بَابٌ فِيء ابطالِ الرُوءْيَة» است. شناخته شده به صفات ربوبيّت، نه به ديدن. و بيان كرده شده است به چيزى كه منافى شكل است. و ثنا گفته شده است به چيزى كه منافى جسم است. نيست مستحقّ عبادتى، مگر او كه بزرگِ به غايتْ بلند مرتبه است.
.اصل: ضَلَّتِ الْأَوْهَامُ عَنْ بُلُوغِ كُنْهِهِ ، وَدَهَلَتِ الْعُقُولُ أَنْ تَبْلُغَ غَايَةَ نِهَايَتِهِ ، لَايَبْلُغُهُ حَدُّ وَهْمٍ ، وَلَا يُدْرِكُهُ نَفَاذُ بَصَرٍ ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ. [١]
شرح: دَهَلَتْ (به دال بى نقطه) از باب «نَصَرَ» است. صاحب قاموس گفته كه: «الدَّاهِل: المُتَحَيِّر». [٢] يعنى: گُم شده است خاطرها از رسيدن به كُنه ذات او. و متحيّر و عاجز شده است عقل ها از اين كه رسند به نشان كُنه ذات او. بيانِ اين آن كه: نمى رسد به ذات او تندىِ خاطرى و تعيين [٣] نمى كند او را گُذرايى چشمى. و اوست بس شنواى بينا؛ چه شنيدن و ديدنِ ديگران، نسبت به شنيدن و ديدنِ او هيچ است و اشتباه در آنها بسيار واقع مى شود، مثلاً دور را دير مى شنوند و كوچك مى بينند.
.اصل: اِحْتَجَّ عَلى خَلْقِهِ بِرُسُلِهِ ، وَأَوْضَحَ الأُْمُورَ بِدَلَائِلِهِ ، وَابْتَعَثَ الرُّسُلَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ؛ «لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنم بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَىَّ عَنم بَيِّنَةٍ [٤] » ، وَلِيَعْقِلَ الْعِبَادُ عَن رَبِّهِمْ مَا جَهِلُوا ؛ فَيَعْرِفُوهُ بِرُبُوِبِيَّتِهِ بَعْدَ مَا أَنْكَرُوهُ ، وَيُوَحِّدُوهُ بِالْاءِلهِيَّةِ بَعْدَ مَا أَضَدُّوهُ .
شرح: اِحتجَّ على خَلقه برُسُله، اشارت است به اين كه اللّه تعالى راه عذر خواهى، بسته بر بى عيبانِ در خرد، به سبب فرستادن رسولان؛ چه هيچ مشركى در روز قيامت
[١] كافى مطبوع: «العليم».[٢] القاموس المحيط، ج٢، ص ١٣٢٤ (دهل).[٣] از اوايل شرح تا اين جا در نسخه «ظ» (نسخه مسجد اعظم قم، ش ٢٠٧١) افتادگى دارد و اين قسمتِ افتاده، از روى نسخه مدرسه گلپايگانى قم، ش ١٠٧ / ٣٢ / ٦١٩٧ حروفچينى شده است.[٤] انفال (٨): ٤٢.