شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥٩
٦٩٣.سنن الترمذى ـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى نُعْم ـ ابن عمر گفت: اين را ببنيد كه از خون پشه مى پرسد، در حالى كه اينان ، پسر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را كشتند. من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: «حسن و حسين، دو دسته گل من از دنيايند» . [١]
١ / ١٠
عبد اللّه بن عمرو بن عاص [٢]
٦٩٤.سير أعلام النبلاء ـ به نقل از ابن خَيثَم ـ: عبيد بن سعيد گفت كه با عبد اللّه بن عمرو ، وارد مسجد الحرام شدند . هنگامى كه سپاه حُصَين بن نُمَير باز مى گشت ، كعبه در حال سوختن و سنگ هاى كعبه در حال فرو ريختن بود . عبد اللّه ايستاد و گريست، تا جايى كه ديدم اشك هايش بر گونه هايش جارى مى شود. سپس گفت: هان ـ اى مردم ـ به خدا سوگند، اگر ابو هُرَيره به شما خبر مى داد كه شما كُشندگان پسر پيامبرتان و سوزانندگان خانه پروردگارتان هستيد، مى گفتيد: «كسى دروغگوتر از ابو هُرَيره وجود ندارد» ؛ ولى شما چنين كرديد . پس در انتظار عذاب خدا باشيد. بر شما جامه تفرقه خواهد پوشانْد و عذاب برخى از شما را به برخى ديگر خواهد چشانْد. [٣]
[١] إنَّ رَجُلاً مِن أهلِ العِراقِ سَأَلَ ابنَ عُمَرَ عَن دَمِ البَعوضِ يُصيبُ الثَّوبَ ، فَقالَ ابنُ عُمَرَ : اُنظُروا إلى هذا يَسأَلُ عَن دَمِ البَعوضِ وقَد قَتَلُوا ابنَ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ! وسَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : إنَّ الحَسَنَ وَالحُسَينَ هُما رَيحانَتايَ مِنَ الدُّنيا (سنن الترمذى : ج ٥ ص ٦٥٧ ح ٣٧٧٠ ، تهذيب الكمال : ج ٦ ص ٤٠٠) .[٢] ابو محمّد عبد اللّه بن عمرو عاص قريشى سَهْمى، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بود و پيش از پدرش مسلمان شد و ميان او و پدرش، يازده سال فاصله بود. وى در جنگ صفّين ، همراه پدرش شركت داشت و جنگيد و بعدها پشيمان شد. معاويه ، وى را به مدّت كوتاهى، حكمران بصره كرد و او را وا داشت كه جواب نامه حسين عليه السلام را به گونه اى بنگارد كه او را كوچك كند. وى از بيعت با يزيد، خوددارى كرد و براى عبادت، در عَسقَلان، گوشه نشينى اختيار كرد و در آخر عمرش، نابينا شد. در محل و زمان مرگش اختلاف است .[٣] أنَّهُ دَخَلَ مَعَ عَبدِ اللّه ِ بنِ عَمروٍ المَسجِدَ الحَرامَ ، وَالكَعبَةُ مُحتَرِقَةٌ حينَ أدبَرَ جَيشُ حُصَينِ بنِ نُمَيرٍ ، وَالكَعبَةُ تَتَناثَرُ حِجارَتُها ، فَوَقَفَ وبَكى ، حَتّى أنّي لَأَنظُرُ إلى دُموعِهِ تَسيلُ عَلى وَجنَتَيهِ . فَقالَ : أيُّهَا النّاسُ ! وَاللّه ِ ، لَو أنَّ أبا هُرَيرَةَ أخبَرَكُم أنَّكُم قاتِلوُ ابنِ نَبِيِّكُم ، ومُحرِقو بَيتِ رَبِّكُم ، لَقُلتُم : ما أحَدٌ أكذَبُ مِن أبي هُرَيرَةَ ، فَقَد فَعَلتُم ، فَانتَظِروا نَقِمَةَ اللّه ِ ، فَلَيُلبِسَنَّكُم شِيَعا ، ويُذيقُ بَعضَكُم بَأسَ بَعضٍ (سير أعلام النبلاء : ج ٣ ص ٩٤) .