شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣
او همانند شيرى دلير جنگيد و برناگوارى هاى سخت ، شكيبايى ورزيد ، تا در ميان كشته ها افتاد . او زخم هاى بسيارى برداشت و همچنان ، بى حركت افتاده بود تا اين كه شنيد : «حسين ، كشته شد !» . جنبيد و از كفشش ، كاردى را بيرون كشيد و [ دوباره] با دشمنان نبرد كرد ، تا كشته شد . رضوان خدا بر او باد !
٣٥٩.الملهوف : سُوَيد بن عمر بن ابى مُطاع ، پيش آمد. او كه [مردى]ارجمند و پُرنماز بود ، به سانِ شيرى شَرزه مى جنگيد و بر حوادث سهمگين ، نهايتِ شكيبايى را ورزيد تا ميان كشتگان ، به زمين افتاد و از فراوانى زخم ، سنگين شد و [ بر زمينْ]بى حركت مانْد ، تا شنيد كه مى گويند: حسين ، كشته شد ! پس با زحمت برخاست و از چكمه اش چاقويى بيرون آورد و با آن، به جنگ با دشمنان پرداخت تا به شهادت رسيد . رضوان خداوند بر او باد ! [١]
٣ / ١٦
جوانى كه پدرش شهيد شده بود
از نام و نسب اين جوان، اطّلاع دقيقى در دست نيست . برخى از متأخّران ، او را عمرو بن جُنادة بن كعب انصارى دانسته اند . محدّث قمى رحمه الله ، احتمال داده كه وى ، فرزند مُسلم بن عَوسَجه باشد. به هر حال، مَقتل نگاران ، از جوانى ياد كرده اند كه پدرش شهيد شده بود و مادرش ، از وى خواست كه به يارى فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله برود . وى نيز به ميدان رفت و شهيد شد . سپاهيان دشمن ، سر او را به سوى لشكرگاه امام عليه السلام پرتاب كردند ؛ امّا اين مادر باايمان و دلاور ، سرِ عزيز خود را برداشت و ضمن آفرين گفتن بر نور چشم خود، آن را به سوى دشمن ، پرتاب كرد و با عمود خيمه ، به آنان حمله ور شد كه امام
[١] تَقَدَّمَ سُوَيدُ بنُ عُمر بنِ أبِي المُطاعِ ، وكانَ شَريفا كَثيرَ الصَّلاةِ ، فَقاتَلَ قِتالَ الأَسَدِ الباسِلِ ، وبالَغَ فِي الصَّبرِ عَلَى الخَطبِ النّازِلِ ، حَتّى سَقَطَ بَينَ القَتلى وقَد اُثخِنَ بِالجِراحِ ، ولَم يَزَل كَذلِكَ ولَيسَ بِهِ حَراكٌ حَتّى سَمِعَهُم يَقولونَ : قُتِلَ الحُسَينُ ، فَتَحامَلَ وأخرَجَ مِن خُفِّهِ سِكّينا ، وجَعَلَ يُقاتِلُهُم بِها حَتّى قُتِلَ رِضوانُ اللّه ِ عَلَيهِ (الملهوف : ص ١٦٥ ، مثير الأحزان : ص ٦٧) .