شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٢
فدايت گردم ! من تلاش كردم كه به يارانم بپيوندم و دوست نداشتم كه عقب بيفتم و ببينم كه تو يكّه و تنها ، در ميان خويشانت ، كُشته افتاده باشى . امام عليه السلام در پاسخ وى فرمود : تَقَدَّم فَإِنّا لاحِقونَ بِكَ عَن ساعَةٍ . [١] پيش برو ! ما هم ساعاتى ديگر ، به تو مى پيونديم . عمرو ، به ميدان شتافت و آن قدر جنگيد تا به صف شهيدان پيوست . در «زيارت ناحيه مقدّسه» ، نام عمر بن خالد و غلامش ، بدين سان آمده است : السَّلامُ عَلى عُمَرَ بنِ خالِدٍ الصَّيداوِيِّ ، السَّلامُ عَلى سَعيدٍ مَولاهُ . [٢] سلام بر عُمَر بن خالد صَيداوى ! سلام بر سعيد ، غلام او ! در «زيارت رجبيّه» ، نام او عمرو بن خلف ، ضبط شده است .
٣ / ٢٤
عَمرو بن قَرَظه انصارى
نام او عمرو بن قَرَظة بن كعب انصارى است كه پدرش قَرَظة بن كعب ، يكى از ياران نامدار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه در جنگ اُحد و ساير جنگ ها ، همراه سپاه اسلام بود. گفتنى است كه رى، در دوران زمامدارى خليفه دوم ، به وسيله قَرظَة بن كعب ، فتح شد. وى در دوران خلافت امام على عليه السلام نيز با ايشان ، همراهى مى كرد . يكى از فرزندان قَرَظه به نام «عمرو» ، در سپاه امام حسين عليه السلام بود و ديگرى كه «على» نام داشت ، در سپاه عمر بن سعد! روز عاشورا ، عمرو بن قَرَظه ، به نمايندگى از امام عليه السلام با عمر بن سعد ، گفتگو كرد و هنگام نبرد ، عاشقانه با دشمن جنگيد .
[١] مثير الأحزان : ص ٤٨ ، بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٢٣ .[٢] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .