شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٦
٣٢١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از كثير بن عبد اللّه شَعْبى ـ داشت ـ ، به سوى ما آمد و گفت: اى كوفيان ! شما را از عذاب خدا ، بيم مى دهم ؛ بيم مى دهم! بر مسلمان ، واجب است كه برادر مسلمانش را نصيحت كند و ما تا كنون ، برادر و بر يك دين و آيين بوده ايم. تا آن گاه كه شمشير ، به ميان ما و شما نيامده ، سزامندِ نصيحت از جانب ما هستيد ، و چون شمشير به ميان آيد، اين حق و حرمت ، از ميان مى رود و ما دسته اى خواهيم بود و شما ، دسته اى ديگر . خداوند ، ما و شما را به فرزندان محمّد صلى الله عليه و آله ، آزموده است تا ببيند ما و شما ، چه كار مى كنيم. ما ، شما را به يارى ايشان و وا نهادن اين طاغوت، عبيد اللّه بن زياد ، فرا مى خوانيم كه شما از سلطنت آن دو (يزيد و ابن زياد) ، جز بدى ، بهره اى نداريد . چشمانتان را از حدقه ، بيرون مى آورند و دست و پاهايتان را قطع مى كنند و شما را مُثْله مى نمايند و بر شاخه هاى خرما ، به دارتان كِشند و انسان هاى نمونه و قاريانتان را مى كُشند، همچون حُجر بن عَدى و يارانش ، و هانى بن عُروه و همانندان او . كوفيان ، او را دشنام دادند و عبيد اللّه بن زياد را ستودند و برايش دعا كردند و گفتند: به خدا سوگند، آرام نمى گيريم تا همراهت (حسين عليه السلام) و هر كه را با اوست ، بكُشيم و يا او و يارانش را دست بسته به سوى امير عبيد اللّه ببريم ! زُهَير به آنان گفت: بندگان خدا ! فرزند فاطمه ـ كه رضوان خدا بر او باد ـ ، از پسر سميّه ، به دوستى و يارى، سزامندتر است . اگر يارى شان نمى كنيد ، پناه بر خدا ، از كُشتن آنان ! ميان اين مرد و پسرعمويش يزيد بن معاويه را خالى كنيد كه به جانم سوگند ، يزيد ، به اطاعت شما بدون كُشتن حسين عليه السلام هم رضايت مى دهد ! شمر بن ذى الجوشن ، تيرى به سوى او انداخت و گفت: ساكت شو، خدا ، صدايت را خاموش كند ! با پُرگويى ات ، ما را خسته كردى . زُهَير به او گفت: اى فرزند بول كننده بر پاشنه پاهايش ! با تو سخن نمى گويم . تو چارپايى بيش نيستى و ـ به خدا سوگند ـ ، گمان نمى برم كه دو آيه از كتاب خدا را نيكْ بدانى! به رسوايى روز قيامت و عذاب دردناك ، بشارتت باد ! شمر به او گفت: خداوند ، تو و همراهت را لَختى ديگر مى كُشد .