شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٨
١٠٤.تاريخ اليعقوبى : [، با اين مضمون] آورده بودند: «به نام خداوند بخشنده مهربان . به حسين بن على ، از طرف شيعيان مؤمن و مسلمانش. امّا بعد ، به سوى ما بشتاب . به راستى كه مردم ، انتظار شما را مى كشند و پيشوايى جز شما ندارند . شتاب كنيد، شتاب كنيد. والسلام!». [١]
٣ / ٣
فرستاده شدن نماينده ويژه امام عليه السلام به همراه نامه به كوفه
١٠٥.الأخبار الطِّوال : حسين عليه السلام براى همه آنان ، يك نامه نوشت و آن را به هانى بن هانى و سعيد بن عبد اللّه سپرد. متن نامه ، چنين است: «به نام خداوند بخشنده مهربان . از حسين بن على ، به هر يك از دوستان و شيعيانم در كوفه كه اين نامه به وى مى رسد. سلام بر شما ! امّا بعد ، نامه هاى شما به دستم رسيد و از علاقه مندى تان به آمدنم نزد شما ، خبردار شدم. اينك برادر و پسر عمو و فردى مورد اعتماد از خاندانم، [يعنى]مسلم بن عقيل را به سوى شما مى فرستم تا واقعيت امور را به دست آورد و براى من از آنچه در باره اجتماع و اتّحاد شما دستگيرش مى شود، بنويسد . اگر واقعيت ، چنان بود كه در نامه ها نوشته بوديد و نمايندگانِ شما به من خبر دادند ، به زودى بر شما وارد مى شوم ، اگر خدا بخواهد. والسلام!». مسلم بن عقيل به همراه حسين عليه السلام از مدينه به مكّه آمده بود. حسين عليه السلام به وى فرمود: «پسر عمو ! در نظر دارم به كوفه ره بسپارى و در آنچه مردمِ آن جا بر آن اجتماع كرده اند ، بنگرى . اگر واقعيت ، چنان بود كه نامه هايشان خبر مى دهد، به سرعت برايم نامه بنويس تا در اسرع وقت، خودم را به تو برسانم ؛ و اگر جز آن بود ، به سرعت ، باز
[١] خَرَجَ الحُسَينُ عليه السلام إلى مَكَّةَ ، فَأَقامَ بِها أيّاما ، وكَتَبَ أهلُ العِراقِ إلَيهِ ، ووَجَّهوا بِالرُّسلِ عَلى إثرِ الرُّسلِ ، فَكانَ آخِرُ كِتابٍ وَرَدَ عَلَيهِ مِنهُم كِتابَ هانِئِ بنِ أبي هانِئٍ وسَعيدِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الخَثعَمِيِّ : بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ لِلحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ مِن شيعَتِهِ المُؤمِنينَ وَالمُسلِمينَ ، أمّا بَعدُ فَحَيَّهَلا ؛ فَإِنَّ النّاسَ يَنتَظِرونَكَ ، لا إمامَ لَهُم غَيرُكَ ، فَالعَجَلَ ثُمَّ العَجَلَ ، وَالسَّلامُ (تاريخ اليعقوبى : ج ٢ ص ٢٤١) .