شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٣
١ / ١٩
نگريستن ياران امام عليه السلام به جايگاه هايشان در بهشت
٣٠٤.علل الشرائع ـ به نقل از محمّد بن عماره ـ: به امام [ صادق عليه السلام] گفتم: مرا از ياران حسين عليه السلام و رفتنشان به پيشواز مرگ ، باخبر كن . امام عليه السلام فرمود: «پرده از پيشِ چشمشان ، كنار رفت تا آن كه جايگاه هايشان را در بهشت ديدند، و هر يك از آنان ، به شهادت اقدام مى كرد تا به همبَر شدن با حوريان و جايگاهش در بهشت برسد» . [١]
٣٠٥.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابو حمزه ثُمالى ـ: از امام العابدين عليه السلام روايت شده كه فرمود : «من در شبى كه صبحِ فردايش ، پدرم كشته شد ، با او بودم . به يارانش فرمود : اين ، شب است . [ سياهىِ] آن را مركَب خود بگيريد كه اين جماعت ، در پىِ من هستند ؛ و اگر مرا بكُشند ، ديگر به شما ، كارى ندارند . شما [از ناحيه بيعت با من] ، آزاد و صاحب اختيار هستيد . يارانش گفتند : نه . به خدا سوگند ، هرگز چنين نمى شود ! فرمود : فردا ، شما كشته مى شويد و هيچ يك از شما [ از مرگ] نمى رَهَد . گفتند : ستايش ، خدايى كه ما را به شَرَف كشته شدن همراه تو رساند ! سپس امام عليه السلام دعا كرد و به آنان فرمود : سرهايتان را بالا بگيريد و بنگريد . پس به جايگاه و منزلگاه خود در بهشت نگريستند ، و امام عليه السلام به آنان مى فرمود : فلانى ! اين ، خانه توست و فلانى ! اين ، قصر توست و فلانى ! اين ، درجه توست . از اين رو ، هر يك از آنان ، با سر و سينه به استقبال نيزه ها و شمشيرها مى رفتند تا به
[١] قُلتُ لَهُ : أخبِرني عَن أصحابِ الحُسَينِ عليه السلام وإقدامِهِم عَلَى المَوتِ . فَقالَ : إنَّهُم كُشِفَ لَهُمُ الغِطاءُ حَتّى رَأَوا مَنازِلَهُم مِنَ الجَنَّةِ ، فَكانَ الرَّجُلُ مِنهُم يُقدِمُ عَلَى القَتلِ لِيُبادِرَ إلى حَوراءَ يُعانِقُها ، وإلى مَكانِهِ مِنَ الجَنَّةِ (علل الشرائع : ص ٢٢٩ ح ١ ، بحار الأنوار : ج ٤٤ ص ٢٩٧ ح ١) .