شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠
٢١٥.الفتوح : نمى كنند، كشته نمى شود، مگر آن كه خدا ، ميان دل ها و زبان هايشان، جدايى مى افكند» . آن گاه ابن عبّاس گريست . حسين عليه السلام هم با او گريست و فرمود : «اى ابن عبّاس ! تو مى دانى كه من ، فرزند دختر پيامبرم؟» . ابن عبّاس گفت: به خدا سوگند، آرى . مى دانيم و مى دانيم كه در تمام دنيا ، جز تو ، كسى نيست كه فرزند دختر پيامبر باشد ، و اين كه يارى تو ، بر اين امّت ، واجب است، همانند وجوب نماز و زكات ـ كه يكى بدون ديگرى ، پذيرفته نيست ـ . حسين عليه السلام فرمود : «اى ابن عبّاس ! در باره مردمى كه فرزند دختر پيامبر صلى الله عليه و آله را از سرا و منزل و زادگاهش و از حرم پيامبرش و از همسايگىِ قبر او و زادگاه و مسجد و جايگاه هجرتش بيرون كردند، چه مى گويى ؛ آنان كه او را نگران و ترسان، رها كردند كه در جايى ، آرام نگيرد و در منزلى، پناه نجويد و قصد آنان، كشتن و ريختن خون اوست، در حالى كه وى به خدا شرك نورزيده است و جز او سرپرستى بر نگرفته و از آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله و خليفگانِ پس از او بر آن بودند، جدا نشده است؟» . ابن عبّاس گفت: در باره آنان ، جز اين آيه را نمى گويم: «آنان ، به خدا و پيامبرش كفر ورزيدند و نماز را جز با حالت سستى نمى خوانند» [١] . «در برابر مردم ، خودنمايى مى كنند و جز اندكى ، از خدا ياد نمى كنند. ميان آن [دو گروه] ، دو دل اند . نه با اينان اند و نه با آنان اند ، و هر كه خدا گم راهش ساخت ، راهى براى او نخواهى يافت» [٢] و بر چنين كسانى ، بزرگ ترين ضربه فرود خواهد آمد. و امّا تو ـ اى پسر دختر پيامبر ـ ، به راستى كه سرآمدِ افتخار به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پسرِ همانندِ مريم عَذرايى. اى پسر دختر پيامبر ! گمان مبر كه خدا، از آنچه ستمگران مى كنند، بى خبر است. من گواهى مى دهم كه هر كس از همراهىِ تو روى بگردانَد و در ستيز با تو و نبرد با پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله طمع ورزد، هيچ بهره اى نخواهد داشت.
[١] سوره توبه : آيه ٥٤ .[٢] سوره نساء : آيه ١٤٢ و ١٤٣ .