شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥٣
٦٨٧.صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ مى گفت. گفت[م]: «شبيه ترينِ آنها به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود» و با وَسْمه ، [١] رنگ شده بود. [٢]
١ / ٥
زيد بن اَرقَم [٣]
٦٨٨.الصواعق المُحْرِقة : ابن ابى الدنيا ، روايت كرده است كه: زيد بن ارقم ، نزد عبيد اللّه بن زياد بود و به او گفت: چوبت را [از لب حسين] بردار. به خدا سوگند ، همواره مى ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ميان اين دو لب را مى بوسيد . زيد ، سپس گريه كرد. ابن زياد گفت: خدا ، چشمانت را گريان كند ! اگر پيرمرد خرفتى نبودى، گردنت را مى زدم. زيد برخاست ، در حالى كه مى گفت: مردم ! از امروز ، شما بَرده ايد. پسر فاطمه عليهاالسلامرا كشتيد و ابن مرجانه را حاكم كرديد. به خدا سوگند، خوبانِ شما را مى كُشد و بَدانتان را به بردگى مى گيرد. از رحمت خدا دور باد آن كه تن به خوارى و ننگ بدهد! سپس به ابن زياد گفت: برايت خبرى را مى گويم كه بيش از اين، تو را به خشم آورَد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ديدم كه حسن عليه السلام را بر روى پاى راست و حسين عليه السلام را بر روى پاى چپش نشاند و دستش را بر وسط سر اين دو گذاشت و آن گاه گفت : «خداوندا ! من اين دو را و [نيز] صالحِ مؤمنان را به تو مى سپارم» . ابن زياد ! امانت پيامبر صلى الله عليه و آله در نزد
[١] وَسْمه، گياهى است كه با برگ هايش ، موى سر و صورت را رنگ مى كنند.[٢] اُتِيَ عُبَيدُ اللّه ِ بنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام ، فَجُعِلَ في طَستٍ ، فَجَعَلَ يَنكُتُ ، وقالَ في حُسنِهِ شَيئا . فَقالَ أنسٌ : كانَ أشبَهَهُم بِرَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ، وكانَ مَخضوبا بِالوَسمَةِ (صحيح البخارى : ج ٣ ص ١٣٧٠ ح ٣٥٣٨ ، مسند ابن حنبل : ج ٤ ص ٥٢٠ ح ١٣٧٥٠) .[٣] زيد بن اَرقَم بن قيس انصارى خزرجى ـ كه در كنيه او اختلاف است ـ ، از اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، امام على عليه السلام ، امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام بود. وى ، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، نابينا شد و مجدّداً بينا گرديد. او در هفده جنگ ، حضور داشت. زيد ، از هواداران امام على عليه السلام بود و در جنگ هاى ايشان ، حضور داشت. وى از پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام روايت نقل كرده است. او در كوفه سكنا گزيد و در محلّه كِنده ، خانه اى ساخت و در دوران مختار به سال ٦٦ يا ٦٨ ق ، از دنيا رفت.