شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٣
نام وى در «زيارت رجبيّه» آمده است. همچنين در «زيارت ناحيّه مقدسه» ، در باره وى آمده است: السَّلامُ عَلى أبي بَكرِ بنِ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الوَلِيِّ ، المَرمِيِّ بِالسَّهمِ الرَّدِيِّ ، لَعَنَ اللّه ُ قاتِلَهُ عَبدَ اللّه ِ بنَ عُقبَةَ الغَنَوِيَّ . [١] سلام بر ابو بكر ، فرزند حسن بن على پاك و ولى ! آن تيرخورده با تير كُشنده ! خداوند ، قاتلش عبد اللّه بن عُقْبه غَنَوى را لعنت كند !
٤٠٢.الإرشاد : عبد اللّه بن عُقْبه غَنَوى ، تيرى به سوى ابو بكر بن حسن بن على بن ابى طالب انداخت و او را كُشت . [٢]
٤٠٣.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو مِخنَف : مختار ، عبد اللّه بن عُقْبه غَنَوى را طلبيد ؛ امّا ديد كه او گريخته و به جزيره (منطقه اى در شمال عراق) رفته است . از اين رو ، خانه اش را ويران كرد . اين مرد غَنَوى ، جوانى را از آنان (خاندان حسين عليه السلام) كشته بود . [٣]
٦ / ٣
عبد اللّه بن حسن
سومين فرزند امام حسن عليه السلام كه در كربلا به شهادت رسيد ، عبد اللّه نام داشت . ظاهرا وى پس از على اصغر ، خُردسال ترين شهيد كربلا بوده است . [٤] هنگامى كه سپاه كوفه ، امام حسين عليه السلام را در آخرين لحظات زندگى ، محاصره كرده بودند ، اين كودك ، تلاش كرد تا خود را به امام عليه السلام برساند . زينب عليه السلام ، خواست مانع وى شود ؛ ولى نتوانست . او
[١] شيخ مفيد در كتاب الإرشاد، در بعضى جاها، «عمرو» را به جاى «ابوبكر» گفته است. پس اين احتمال وجود دارد كه «عمرو»، اسم او و «ابوبكر»، كُنيه او باشد (الإرشاد : ج ٢ ص ١٢٥ و ٢٠ و ٢٦) .[٢] در المُحَبَّر آمده است : سَكينه دختر حسين بن على بن ابى طالب ، با عبد اللّه پسر حسن بن على بن ابى طالب، ازدواج كرد و وى، شوهر دوشيزگى او بود و پيش از عروسى شان درگذشت (المحبر : ص ٤٣٨) .[٣] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .[٤] رَمى عَبدُ اللّه ِ بنُ عُقبَةَ الغَنَوِيُّ أبا بَكرِ بنَ الحَسَنِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ، فَقَتَلَهُ (الإرشاد: ج ٢ ص ١٠٩) .[٥] طَلَبَ المُختارُ عَبدَ اللّه ِ بنَ عُقبَةَ الغَنَوِيَّ فَوَجَدَهُ قَد هَرَبَ ولَحِقَ بِالجَزيرَةِ ، فَهَدَمَ دارَهُ . وكانَ ذلِكَ الغَنَوِيُّ قَد قَتَلَ مِنهُم غُلاماً ... (تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ٦٥، الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٦٨٤) .[٦] در كتب معتبر ، سنّ او نيامده است . برخى نويسندگان متأخّر ، او را يازده ساله دانسته اند.[٧] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .