شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥
٢٠٠.الخرائج و الجرائح : حسين عليه السلام فرمود: «البتّه ـ به خدا سوگند ـ من كشته مى شوم. اگر به سوى عراق هم نروم، باز هم مرا مى كشند» . [١]
٦ / ٧
طِرِمّاح بن عَدى [٢]
٢٠١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از جميل بن مَرثَد (از بنى مَعْن)، در بار: طِرِمّاح به حسين عليه السلام نزديك شد و به ايشان گفت: به خدا سوگند ، مى نگرم ؛ ولى كسى را همراه تو نمى بينم و اگر جز اينان كه همراه تو مى بينم، كسى با تو نجنگد، بسنده است. يك روز پيش از بيرون رفتن از كوفه و آمدن نزد تو ، در آن سوى كوفه، جمعيّتى را ديدم كه تا آن روز ، يك جا چنين جمعيّتى را نديده بودم. پس در باره آنان پرسيدم . گفته شد: گرد هم آمده اند تا روى گردان شوند [و بيعت بشكنند] و پس از آن در پى حسين، ره سپار شوند . به خدا سوگند كه اگر مى توانى به اندازه يك وجب به سوى آنان پيش نيايى، اين كار را انجام بده . پس اگر مى خواهى به سرزمينى بروى كه خداوند ، تو را از آنان باز دارد تا
[١] إنَّهُ عليه السلام لَمّا أرادَ العِراقَ قالَت لَهُ اُمُّ سَلَمَةَ : لا تَخرُج إلَى العِراقِ ، فَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : «يُقتَلُ ابنِيَ الحُسَينُ بِأَرضِ العِراقِ» ، وعِندي تُربَةٌ دَفَعَها إلَيَّ في قارورَةٍ . فَقالَ عليه السلام : إنّي وَاللّه ِ مَقتولٌ كَذلِكَ ، وإن لَم أخرُج إلَى العِراقِ يَقتُلوني أيضا (الخرائج والجرائح : ج ١ ص ٢٥٣ ، بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٨٩ ح ٢٧) .[٢] طِرِمّاح بن عَدىّ بن عبد اللّه خيبرى طايى ، شاعر و از ياران امير مؤمنان عليه السلام و فرستاده ايشان به نزد معاويه بود. طِرِمّاح و گروهى از كوفيان از قبيله مَذحِج، براى يارى امام حسين عليه السلام حركت و با امام عليه السلام و يارانش در منزل عُذَيب ، ملاقات كردند . او راه كوفه را به آنان نشان داد. وى از امام عليه السلام اجازه گرفت تا براى خانواده اش خرجى ببرد و سپس برگردد و وقتى باز گشت ، در راه ، خبر شهادت امام عليه السلام به وى رسيد.