شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٠
پاك مى كرد ، فرمود : أنتَ الحُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكَ ، حُرٌّ فِي الدُّنيا وحُرٌّ فِي الآخِرَةِ . [١] تو حُر (آزاده) هستى ، همان گونه كه مادرت تو را ناميده است ؛ آزاده در دنيا و آخرت . در «زيارت ناحيه مقدّسه» ، آمده است : السَّلامُ عَلَى الحُرِّ بنِ يَزيدَ الرِّياحِيِّ . [٢] سلام بر حُرّ بن يزيد رياحى ! در «زيارت رجبيّه» هم نام وى ، آمده است .
٣٥٢.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عَدىّ بن حَرمَله ـ: چون عمر بن سعد ، لشكر را آماده حمله كرد، حُرّ بن يزيد به او گفت: خدا ، تو را اصلاح كند ! آيا مى خواهى با اين مرد (حسين عليه السلام) بجنگى ؟ عمر گفت : به خدا سوگند ، آرى ؛ چنان جنگى كه آسان ترين بخشِ آن، افتاده شدن سرها و قطع دست ها باشد ! حُر گفت: آيا هيچ يك از پيشنهادهاى او، شما را راضى نمى كند ؟ عمر بن سعد گفت: به خدا سوگند ، اگر كار با من بود، [ صلح] مى كردم ؛ امّا فرمان روايت [ ابن زياد]نپذيرفته است . راوى مى گويد : حُر ، آمد تا در جايى ميان مردم ايستاد . مردى از قبيله اش به نام قُرّة بن قيس ، همراهش بود. به او گفت: اى قُرّه ! آيا امروز ، اسبت را آب داده اى ؟ گفت: نه. گفت: مى خواهى كه آن را آب دهى ؟ قُره مى گويد: به خدا سوگند ، گمان بُردم كه او مى خواهد كناره بگيرد و در جنگ ،
[١] الملهوف : ص ١٥٩ .[٢] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .