شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٦
وبَوَّأَني مُبَوَّأَكُما ، ولَعَنَ اللّه ُ قاتِلَكَ عُمَرَ بنَ سَعدِ بنِ عُروَةَ بنِ نُفَيلٍ الأَزدِيَّ ، وأصلاهُ جَحيما وأعَدَّ لَهُ عَذابا أليما . [١] سلام بر قاسم ، فرزند حسن بن على ؛ ضربت خورده بر سرش ، و زِرهش كَنْده شده ، هنگامى كه عمويش حسين را صدا زد ! پس عمويش ، خود را مانند بازى شكارى ، بر بالاى سرش رسانْد و او ، پاهايش را به خاك مى ساييد ؛ و حسين عليه السلام مى فرمود : «[ از رحمت خدا] دور باشند قاتلان تو ؛ كسانى كه روز قيامت ، دشمنشان، جدّ تو و پدر تو هستند !» . سپس فرمود : «به خدا سوگند ، بر عمويت گران است كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد ، يا پاسخت را بدهد ، ولى تو كشته شده ، بر خاك افتاده باشى و سودى برايت نداشته باشد . به خدا سوگند ، امروز ، روزى است كه كُشندگان او (عمويت) ، فراوان و ياورانش ، اندك اند !» .
دو نكته
١ . در كتاب الهداية الكبرى ، نوشته حسين بن حَمْدان خَصيبى ، [٢] از امام زين العابدين عليه السلام در شرح وقايع شب عاشورا ، گزارش شده است : يا عمّ! وأنا أُقتل؟ فأشفق عليه، ثمّ قال عليه السلام : يابن أخي! كيف الموت عندك؟ قال: يا عمّ! أحلى من العسل! قال: إي واللّه فذلك أحلى... . [٣] قاسم گفت : عموجان! آيا من كشته مى شوم؟ حسين عليه السلام با او مهربانى كرد و فرمود : «اى برادرزاده ! مرگ در نظرت چگونه است؟» . گفت : عموجان! شيرين تر از عسل . فرمود : «آرى . به خدا سوگند ، شيرين تر است ...» .
[١] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .[٢] حسين بن حمدان خصيبى ، مشهور به غلوّ است . نجاشى در باره او مى گويد : «مذهب او فاسد است» . ابن غضائرى نيز در باره او مى گويد : «دروغگو و مذهب او فاسد است . گوينده سخنِ نفرين شده اى است و به وى اعتنا نمى شود» .[٣] الهداية الكبرى: ص ٢٠٤ .