شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٣
مفهوم دقيق كلام ابن اعثم، اين ماجرا را به گونه اى ديگر برداشت كرده و پس از گزارش حمله اوّل در ادامه آورده است : فَلَمّا رَمَوهُم هذِهِ الرَّميَةَ قَلَّ أصحابُ الحُسَينِ عليه السلام ، فَبَقِىَ فى هؤُلاءِ القَومِ الَّذينَ يُذكَرونَ فِى المُبارَزَةِ ، وقَد قُتِلَ مِنهُم ما يُنيفُ عَلى خَمسينَ رَجُلاً . [١] هنگامى كه اين گونه تيراندازى كردند، ياران حسين عليه السلام كاهش يافتند و از ايشان، كسانى ماندند كه در جنگ تن به تن ، ياد مى شوند . [ در اين تيراندازى]بيش از پنجاه تن از آنان ، كشته شدند. و در ادامه اين نوع گزارش ها ، همان طور كه اشاره شد ، ابن شهر آشوب نيز نام ٢٨ تن را به عنوان شهداى حمله اوّل، مطرح كرده است ، كه ظاهرا صحيح نيست؛ زيرا: اولاً ، در منابع كهن ، سخنى از شهداى حمله اوّل، بدين گونه ديده نمى شود و سخن ابن اعثم، هيچ دلالتى بر اين معنا ندارد؛ بلكه همان طور كه اشاره شد، برخلاف آن، دلالت دارد . ثانيا ، منابع قابل استناد، مانند الإرشاد مفيد و تاريخ الطبرى ، تنها تيراندازى گروهىِ دشمن رابه عنوان «حمله اول» گزارش كرده اند و اشاره به شهيدى در اين حمله ندارند؛ بلكه در ادامه گزارش خود، پيروزى هاى ياران امام عليه السلام در حمله تن به تن را گزارش كرده اند كه موجب مى شود سپاه دشمن، اين گونه مبارزه (تن به تن) را متوقف كند و به صورت جمعى بر سپاه امام عليه السلام حمله ور شوند . ثالثا ، نكته مهم، اين كه طبق برخى از همين گزارش ها، سپاهيان امام عليه السلام ٧٢ نفر بوده اند . بنا بر اين ، اگر پنجاه تن آنها در اثر تير باران حمله اوّلْ شهيد شده باشند ، افراد باقى مانده، آن اندازه نيستند كه قابل آرايش نظامى باشند ، و چگونه اين گروه اندك مى توانست تا عصر عاشورا مقاومت نمايد ؟ وانگهى، اگر سپاه دشمن مى توانست در اثر تيرباران، در يك لحظه و در يك حمله پنجاه تن از ياران امام عليه السلام را از بين ببرد ،
[١] ر . ك : المناقب، ابن شهر آشوب : ج ٤ ص ١١٣ .[٢] الفتوح : ج ٥ ص ١٠٠ .[٣] گفتنى است كه بخش مهمى از مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى، از كتاب الفتوح ابن اعثم، اخذ شده است .[٤] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٨ .