شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣
و سيره نگارى ، چنان دقيق و با تفصيل به عاشورا و كربلا پرداخته اند كه غرض ورزى ها، اشتباهات و كم دقّتى هاى همزاد انسان را به آسانى نشان مى دهند. مبناى ما در سنجش اعتبار و سنديت كتاب هاى نوشته شده در دوره هاى بعد نيز همين منابع كهن و مشتركات تاريخى در كنار حفظ معيارهاى نقد متون و اسناد تاريخى است . همچنين از آن جا كه حادثه عاشورا، يكى از حماسى ترين جلوه هاى امامت شيعه است، گزارش ها و مآخذ را در باره عاشورا ، بايد با سنجه «عصمت امام» نيز سنجيد و سيره رفتارى امامان شيعه را بر آنچه به آنان نسبت مى دهند ، حاكم كرد . بر اين اساس، كتاب ها و منابعى كه گزارش هاى خود را نقّادى نكرده و آنها را با منابع اصلىِ تاريخى برابر ننموده و يا به تعارض آنها با سيره و كرامت و شخصيت امام حسين عليه السلام و يارانش توجّه نكرده اند، از ديدگاه ما، دچار ضعف اند و از گردونه اعتبار و نقل و استناد، خارج مى شوند. هر اندازه تعداد گزارش هاى بدون اصل و سند و يا نامتجانس با شخصيت كرامت آميز و عزّتمند عاشورائيان در كتابى بيشتر باشد، بر ضعف آن كتاب، افزوده مى شود و هر اندازه كمتر باشد ، كتاب، اعتبار بيشترى دارد . اين ، بدان معناست كه نقد ما در اين عرصه، متوجّه كتاب و محتواى آن است و نه نويسنده و گردآورنده آن ؛ زيرا برخى از مؤلّفان اين گونه كتاب ها ، جزو كسانى هستند كه از سرِ شيفتگى به شخصيت اعجاب انگيز امام حسين عليه السلام و همراهان ايشان در حماسه سازى شان در كربلا و به پاس قدردانى از فداكارى هاى آنان، قلم به دست گرفته اند و بدون آن كه تخصّص اصلى آنها تاريخ و سيره باشد، در عرصه اى قلم زده اند كه تفاوت ماهيّتى با اندوخته هاى علمى آنها (مانند فقه و تفسير) داشته است . به عبارت ديگر ، احساس دَين به امام حسين عليه السلام با شورى كه از مطالعه نهضت عاشورا به هر انسانى دست مى دهد، آميخته شده و اين مؤلّفانِ شيفته را گاه به تساهل در رويارويى با گزارش هاى بى پايه كشانده و سبب شده كه آنان حتّى به گزارش هاى شفاهى اى كه از زبان اين و آن و يا برخى واعظان و مرثيه خوانان شنيده اند، اعتماد كنند