شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٤
١٢٦.مثير الأحزان : حكومت، در صورت نافرمانى ، وعده داد. آن گاه گفت: اى كوفيان! به راستى كه امير مؤمنان ، يزيد ، مرا والى شهر شما قرار داده و به عنوان كارگزار حكومت بر اين شهر ، انتخاب كرده است . او به من دستور داده ثروت هاى عمومى را ميان شما تقسيم كنم ، انصاف [و عدالت] را براى ستم ديده در برابر ظالم رعايت نمايم، حقوق ناتوانان را از قدرتمندان بگيرم، به حرف شنو و مطيع ، نيكى كنم و بر تفرقه افكن ، سخت بگيرم . سخنم را به اين مرد هاشمى برسانيد تا از خشم من پروا كند. آن گاه از منبر ، پايين آمد. منظور او از هاشمى ، مسلم بن عقيل بود . [١]
٤ / ٩
سياست ابن زياد براى تسلّط بر كوفه
١٢٧.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو ودّاك ـ: ابن زياد بر سران قبيله ها و مردم ، بسيار سخت گرفت و گفت: نام افراد غريبه و كسانى كه امير مؤمنان به دنبال آنان است و پيروان خوارج و افراد تفرقه افكن را كه عقيده به مخالفت و جدايى دارند ، برايم بنويسيد . هر كس نام اين افراد را بنويسد ، چيزى بر عهده اش نيست ؛ ولى اگر ننويسد ، بايد تضمين كند كه در محدوده قبيله او ، كسى با ما مخالفت نمى ورزد و بر ضدّ حكومت ، سركشى نخواهد داشت و اگر چنين نكند ، حكومت، نسبت به او تعهّدى نخواهد داشت و مال و خونش براى ما حلال است. هر سردسته قبيله كه در محدوده او ، يكى از كسانى يافت شود كه مورد پيگرد امير مؤمنان است و او را به ما معرّفى نكرده باشد ، بر درِ
[١] لَمّا أصبَحَ [ابنُ زِيادٍ] قامَ خاطِبا ، وعَلَيهِم عاتِبا ، ولِرُؤَسائِهِم مُؤَنِّبا ولِأَهلِ الشِّقاقِ مُعاتِبا ، ووَعَدَهُم بِالإِحسانِ عَلى لُزومِ طاعَتِهِ ، وبِالإِساءَةِ عَلى مَعصِيَتِهِ وَالخُروجِ عَن حَوزَتِهِ . ثُمَّ قالَ : يا أهلَ الكوفَةِ ! إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ يَزيدُ وَلّاني بَلَدَكُم ، وَاستَعمَلَني عَلى مِصرِكُم ، وأمَرَني بِقِسمَةِ فَيئِكُم بَينَكُم ، وإنصافِ مَظلومِكُم مِن ظالِمِكُم ، وأخذِ الحَقِّ لِضَعيفِكُم مِن قَوِيِّكُم ، وَالإِحسانِ إلَى السّامِعِ المُطيعِ ، وَالتَّشديدِ عَلَى المُريبِ ، فَأَبلِغوا هذَا الرَّجُلَ الهاشِمِيَّ مَقالَتي ، لِيَتَّقِيَ غَضَبي . ونَزَلَ . يَعني بِالهاشِمِيِّ : مُسلِمَ بنَ عَقيلٍ (مثير الأحزان : ص ٣٠ ، بحار الأنوار : ج ٤٤ ص ٣٤٠) .